هامش
- فرمود وابلاغ رسالت كرد . آنگاه اورا مكرماً به سوى خويش مقبوض داشت ومقام وى را بعد از وى ، أهل بيت أو أحق وأولى بودند . جماعتى بر ما غلبه كردند وحق ما را به دست گرفتند وما تا فتنه انگيخته نشود 1 وخونها ريخته نگردد ، خاموش نشستيم . اكنون اين مكتوب را به سوى شما روان مىدارم وشما را به سوى خدا ورسول خدا مىخوانم . همانا شريعت نابود گشت وسنت رسول خدا تباه شد . اگر أجابت كنيد دعوت مرا وأطاعت كنيد فرمان مرا ، شما را از طريق غوايت 2 بگردانم وبه راه راست هدايت فرمايم . »
اين نامه را به مردى كه سليمان نام داشت ومكنى به أبو رزين بود ، سپرد وبه روايت ابننما به ذراع سدوسىداد وفرمان كرد كه به تعجيل طي مسافت كند وبه صناديد 3 بصره رساند . سليمان بر حسب فرمان ، طي طريق كرده وبه بصره آمد ومشايخ بصره مانند احنفبن قيس ، منذربن جارود ، يزيد بن مسعود نهشلى ، قيس بن هيثم وديگر بزرگانبصره ، مكتوب آنحضرت را مأخوذ داشتند ، قرائت كردند وشادمانه گشتند . . . .
پاسخ مشايخ بصره به نامهء حسين عليه السلام
مع القصة ، چون أبو خالد ، مكنون خاطر آن جماعت را مكشوف داشت وبر ايشان حجت تمام كرد ، جواب نامهء حسين عليه السلام را بدين سياقت در قلم آورد :
[ متن عربى به اللّهوف ارجاع شد ] .
در جمله مكشوف مىدارد كه : « يا ابن رسول اللَّه ! كتاب تورا قرائت كردم وخطاب تورا بدانستم . مرا به سوى خويش خواندى وبه أطاعت خود دعوت فرمودى تا از نصرت تو نصيب وافى مأخوذ دارم وبهرهء كافى بردارم . همانا خداوند تبارك وتعالى جهان را از عاملي كه كار به نيكويى كند ودليلي كه به راه رشاد وسداد هدايت فرمايد ، خالى نگذارد . شما حجت خداييد بر خلق خدا وأمان وامانت اوييد در روى زمين . شما شاخهاى زيتونهء احمديهايد وآن درخت را أصل رسول خداست وفرع 4 شماييد . اكنون به فال نيك به سوى ما سفر كن كه من گردن بنىتميم را در خدمت تو خاضع داشتم وچنان در طاعت ومتابعت تو شايق گماشتم ، كه شتر تشنه مر آبگاه را . وهمچنان قلادهء أطاعت تورا بر گردن بنىسعد انداختم وايشان را نيز در خدمت تو نرمگردن ساختم وبه زلال نصيحت ساحت ايشان را ، كه آلايش تقاعد وتوانى در تقديم خدمت داشت ، بشستم وپاك ساختم . »
چون اين نامه به حسين عليه السلام رسيد ،
قال : « ما لك آمنك اللَّه يوم الخوف ، وأعزّك وأرواك يوم العطش . »
فرمود : « خداوند تورا در روز دهشت أيمن بدارد ودر روز تشنهكامى سيراب فرمايد . »
اما احنفبن قيس بدين نمط نامه كرد :
« أمّا بعد ، « فاصبر إنّ وعد اللَّه حقّ ولا يستخفّنّك الّذين لا يوقنون » . 5
از ايراد اين آيهء مباركه ، به كنايت اشارتى از بىوفايى مردم كوفه به عرض رسانيد .