تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
هامش
حسين عليه السلام نخست أصحاب را أجازت مبارزت داد تا اگر كشته شوند ، عصيان قتل ايشان 3 نسبت به قتل امامزادگان در حضرت خداوند سبك‌تر باشد . آن‌گاه بنىهاشم را فرمان جهاد داد . قتل ايشان نسبت به قتل امام سبك‌تر وخفيف‌تر است ، تا اگر آن جماعت از كرده پشيمان شوند وتوبت وانابت گيرند ، متصدى قتل امام نشده باشند . از اين‌جاست كه وقتي يك تن از احبا وعشيرت أو زنده نبودند واندام مباركش جراحت عظيمه داشت ، به اقتضاى منصب ولايت وامامت موهوبه چنان دوست‌دار عموم بندگان خداى بود كه هنوز مردم را نصيحت مىفرمود ودر طلب ناصري ومعينى استغاثه مىكرد ومغتنم مىشمرد كه يك تن از آن جماعت خويشتن را از شهر بند جهالت بجهاند واز آتش دوزخ برهاند وگرنه در آن هنگام وآن هنگامه ، كار از آن گذشته بود كه ناصر ومعين به‌كار آيد وحال آن كه أرواح همهء آفرينش در حضرت أو حاضر شدند واستدعاى حمايت ونصرت أو كردند واز هيچ يك پذيرفتار نشد . السّلام عليك يا أبا عبداللَّه ، بأبي أنت وامّي . اكنون بر سر سخن رويم : چون از أصحاب كس زنده نماند كه به مدافعت ومنازعت اعدا بيرون شود ، حسين عليه السلام بنىهاشم را رخصت فرمود كه به مصاف مكاوحت 4 وميدان مناطحت 5 بيرون شوند . پس فرزندان أمير المؤمنين علي عليه السلام وپسرهاى حسن بن علي وحسين بن علي عليهم السلام وأولاد جعفر وعقيل ومسلم رضوان اللَّه عليهم فرآهم آمدند ويكديگر را وداع گفتند ورزم را تصميم عزم دادند . شهادت عبداللَّه بن مسلم اوّل كس ، عبداللَّه بن مسلم بن عقيل بن ابىطالب بود [ . . . ] . بالجملة ، عبداللَّه به حضرت امام عليه السلام آمد تا رخصت مبارزت حاصل كند . در بحر الآلى مسطور است كه آن حضرت فرمود : « هنوز از شهادت مسلم زماني دراز برنگذشته ومصيبت مسلم از خاطرها سپرى نگشته 6 ، تورا رخصت مىدهم كه دست مادر پير خود را بگيرى واز اين واقعهء هايله 7 به يك سوى شوى . » عرض كرد : « پدر ومادرم فداى تو باد ! من آن كس نيستم كه زندگانى دنياي دنى 8 را بر حيات جاودانى برگزينم . ملتمس چنان است كه اين جان نا قابل را به قرباني حضرت خويش تشريف قبول فرمايى . » حسين عليه السلام كه مصدر كرم وكرامت است ، مسألت اورا به أجابت مقرون داشت . 1 . نمىخواست آن‌ها را سپر بلاى خود سازد . 2 . نهمت : خواست وكوشش بسيار . 3 . عصيان قتل ايشان : گناه كشتن كوفيان أصحاب را . 4 . مكاوحت : غلبه نمودن در جنگ . -