تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
هامش
پدرم را بگرفتند ، بيامدم تا قصاص نمايم . » مختار گفت : « اينك قاتل پدر بزرگوارت حاضر است . هر چه خواهى چنان كن . » قاسم دشنه‌اى از مختار بگرفت واز سينهء آن ملعون تا نافش را برشكافت . آن‌گاه سرش را از تن جدا كردند ونامش را بنوشتند . آن‌گاه مختار بفرمود تا جامه‌اى بس نفيس بر تن قاسم بياراستند ، ونيز پنج هزار درهم در حضرتش تقديم نمود . براي مادر وخواهرش هم بسى هديه‌ها بفرستاد . إبراهيم بن اشتر نيز هزار درهم وجامه‌اى نفيس تقديم خدمتش فرمود . ديگر بزرگان نيز هر يك تقديم خدمتي بسزا كردند وقاسم غانم وشادخوار با جماعتى بسيار به سراى خويش رهسپار گشت . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 405 - 406 اين وقت مختار در قتل قتلهء فرزند حيدر كرار وريحانهء رسول مختار تصميم عزم داد وگفت : « هيچ با دين وآئين ما موافق نيست كه قتلهء حسين عليه السلام در روى زمين زنده باشند وبه آرامش وآسايش روز سپارند ومن در دنيا زنده باشم وايشان را زنده بدارم . اگر چنين باشد ، همانا آل محمد صلى الله عليه وآله را بد ناصري باشم ؛ بلكه چنان كه شما را نام كرده بودند ، كذاب ودروغ‌زن هستم . هم‌اكنون از خداى بر ايشان استعانت طلبم . شما نام ونشان ايشان را با من باز نماييد . آن‌گاه از پى اين مردم خبيث به هر ملك وديار وضياع وعقار بتازيد ، وپايمال هلاك ودمار بداريد ، ونيك بدانيد كه طعام وشراب بر من گوارا نشود وخواب وآرام بر من پسنديده نيايد تا زمين را از لوث وجود اين گروه شقاوت‌اثر ، مطهر ندارم وصفحهء روزگار را از آثار ايشان پاك نگردانم . » موسى بن عامر گفت : اوّل كسى كه مختار به عقوبت درآورد ، آن جماعت بودند كه أسب بر بدن مبارك سيدالشهدا صلوات اللَّه وسلامه عليه تاختند . پس آن ، مردم بىباك ناپاك را بياوردند ودست‌ها وپاىهاى ايشان را با ميخ‌هاى آهنين بر زمين بكوفتند . آن‌گاه اسب‌هاى تازه نعل وميخ را بر أبدان پليد ايشان همى بتاختند ، چندان كه گوشت وپوست واستخوان آنان را سحق وكوفته وبا خاك يكسان كرده ودر آنچه به جاى مانده بود ، آتش در زدند . آن‌گاه عثمان بن خالد بن أسيد دهمانى جهنى وأبو اسما بشر بن شميط را حاضر كردند . اين دو ملعون در خون عبد الرحمان بن عقيل ولباس أو شريك بودند . پس بفرمود گردن هر دو را بزدند ودر ساعت ، جثهء هر دو را به آتش بسوختند واين دو خبيث در جبانة جاى داشتند . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 386 - 387 عثمان بن خالد بن أسيد دهمانى جهنى وأبو اسما بن بشر بن شميط قانصى كه در قتل عبد الرحمان بن عقيل شركت داشتند واورا لخت كرده بودند آوردند وگردن هر دو را زد وبه آتش آن‌ها را سوخت . كمره‌اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 312 -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 608 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية