تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
هامش
قانون چنان باشد كه شب‌ها به نماز به پاى مىبرد وچون بامدادان چهره باز نمايد ، نماز صبح به جاى گذارد واندكى به خواب مىشود . از آن پس ، غذاى آن حضرت را حاضر مىكنند ، چون تو به باب سراى آن حضرت فرا رسيدى ، از حال آن حضرت پرسش گير ، چون با تو باز نمودند كه خوان طعام در حضور مباركش حاضر است ، دستوري باز جوى وهر دو سر را در كنار مائده‌اش بگذار وعرضه دار : مختار تورا سلام مىرساند وعرض مىكند : يا ابن رسول اللَّه ! همانا خداى خون پدر تورا بخواست وكشندگان اورا بكشت وتورا به حاجت خويش نائل فرمود . » بالجملة رسول برفت وبه دستور كار كرد ، وچون حضرت امام زين‌العابدين آمد وسر نكوهيده‌گوهر را در آن حالت نگران گشت ، سر به سجده نهاد وخداى را بر أجابت دعوت خويش سپاس وستايش گذاشت ومختار را دعاى خير وپاداش خير فرمود . 1 . آن‌گاه كه مختار مردمان را مىخواند ، ما براي يارى ونصرتش شتاب كرديم وبا اسبان سرخ وسفيد همى تاختيم . همانا خون‌خواهان حسين عليه السلام را فرا خواند وبراثر آن سبقت وپيشى جستند . اسب‌سواران ، درحالى كه براي خون‌خواهى حسين ، به سرعت وشتاب أسب مىدوانيدند . 2 . تحضيض : ترغيب كردن . 3 . مصابرت : پيروزى بر كسى با صبر . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 1 / 316 - 320 ، 321 از جملهء اين ملاعين ، معقل [ جاسوس ابن زياد بود ] است كه در زمان خروج مسلم بن عقيل ، به دست محمد بن كثير كشته گشت وديگر دو تن از غلامان ابن زياد بود كه به دست محمد بن كثير كشته شدند . نيز بيست تن از أعوان ابن زياد ، به دست پسر ابن‌كثير جانب « بئس المصير » گرفتند . همچنان در آن روز جمعى از هواخواهان محمد بن كثير ، در بيرون دار الاماره با لشگر شام جنگ كردند وجماعتى از مردم شام تباه شدند . ديگر ، كشته شدن يكصد وهشتاد تن از مردم شام در أول جنگ جناب مسلم با اين گروه واين هنگام بود كه از سراى طوعه بيرون آمد وابن‌زياد پانصد نفر به مدد ابن‌اشعث ولشگر شام بفرستاد ونيز جمعى كثير به دست آن جناب به قتل رسيدند . ديگرباره نيز ابن‌زياد پانصد تن به مدد أو بفرستاد وبدو پيام كرد كه مسلم را پناه وأمان بده كه جز به اين تدبير بر وى چيره نشوى وهمچنان آن جناب وقعى به أمان ايشان ننهاد وجمعى را بكشت وارجوزه بخواند وجماعت را دست‌خوش شمشير آب دار فرمود . ديگر ابن‌حمران را زخمى منكر بزد وديگرى از دليران را بكشت وكوفيان چاهى در معبر آن حضرت بكندند وسرش را پوشيده كردند وبا أو جنگ انداختند وآن حضرت جمعى از شجعان را در اين كرّت بكشت وبه آن مغاك درافتاده ، گرفتار شد . آن كس كه به قتل أو فرمان يافت ، رسول خداى را در برابر -