تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
هامش
درهم كوفت . آن‌گاه كفش خود را به سوى غلامي از خود بيفكند وگفت : « اين كفش را بشوى ؛ چه بر چهرهء كافرى ناپاك رسيد . » ومختار به‌سوى كوفه بيرون شد . سر ابن‌زياد ، سر حصين‌بن‌نمير وشرحبيل‌بن ذىالكلاع را با عبد الرحمان ابن ابىعمير الثقفي ، عبداللَّه‌بن شداد الجشمي وسائب‌بن مالك الأشعري به سوى محمد بن حنفيه به مكهء معظمه بفرستاد . حضرت علىبن الحسين عليهما السلام در اين وقت در مكة بود ومكتوبى به اين مضمون با سرها بفرستاد : « اما بعد ، جماعتى از شيعيان وياوران تورا به جانب دشمن تو برانگيختم تا خون برادر مظلوم شهيد تورا بازجويند وايشان به هر حال بيرون شدند ونزديك نصيبين آن‌ها را دريافتند ودر هر فجى عميق وبحرى عظيم ايشان را دريافتند وبكشتند . سپاس خداى را كه ايشان را بكشت وخون دشمنان شما را بريخت وخون شما را بجست وصدور مؤمنان را شفا بخشيد واز كين وخشم بپرداخت . » آوردن سر ابن زياد را نزد امام زين العابدين عليه السلام بالجملة ، فرستادگان مختار ، مكتوب ورؤوس را در خدمت محمد بن حنفيه حاضر ساختند ومحمد بن حنفيه سر ابن زياد را به حضرت علي بن الحسين ( سلام اللَّه عليهما ) بفرستاد وآن سر را گاهى در حضرت امام زين العابدين عليه السلام حاضر نمودند كه آن حضرت به تناول طعام مشغول بود . فقال عليّ بن الحسين عليهما السلام : « أدخلت على ابن زياد لعنه اللَّه وهو يتغذّى ورأس أبي بين يديه ، فقلت : اللَّهمّ لا تمتني حتّى تريني برأس ابن زياد وأنا أتغذّى . » علي بن حسين فرمود : « مرا بر ابن زياد درآوردند در حالتي كه آن ملعون مشغول خوردن طعام وسر مبارك پدرم در پيش‌رويش بود . من از خداى خواستار شدم كه مرا نميران تا سر ابن زياد را با من بازنمايى ، گاهى كه مشغول به خوردن غذا باشم . » « فالحمد للَّه‌الّذي أجاب دعوتي . » « سپاس مر خداى را كه دعوت مرا به أجابت مقرون داشت . » آن‌گاه بفرمود آن سر پليد را به دور افكندند وآن سر را نزد ابن زبير بردند . ابن زبير بفرمود تا بر قصبه اى حمل كردند وباد بوزيد وآن نى را جنبش داد وآن سر فرو افتاد . پس ماري از زير ستار بيرون شد وبيني اورا بگزيد وديگرباره بر نى زدند وبيفتاد تا سه دفعه مار آن كار كرد . ابن‌زبير بفرمود ، آن سر پليد را در بعضي شعاب مكة بيفكندند . « لعنة اللَّه على الظّالمين . » در پاره كتب اخبار مسطور است كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام به هر روز خداى را مىخواند تا كشندگان پدرش ( سلام اللَّه عليه ) را مقتولًا به وى باز نمايد . چون مختار بن ابىعبيده قتلهء حضرت ابىعبداللَّه الحسين ( سلام اللَّه عليه ) را كشت ، سر عبيداللَّه بن زياد وعمر بن سعد ( عليهما اللعنة ) را با رسولي از جانب خود به حضرت امام زين العابدين صلوات اللَّه عليه گسيل داشت واز نخست با رسول گفت : « همانا آن حضرت را -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 546 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية