تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
ابن نما ، مثير الأحزان ، / 14 - 15 / عنه : المجلسي ، البحار ، 44 / 343 - 344 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 193 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 211 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 220 ، 232 - 233 ؛ القمّي ، نفس المهموم ، / 98 ؛ القزويني ، تظلّم الزّهراء ، / 134 وكان شريك بن عبداللَّه الأعور الهمدانيّ قد نزل في دار هانئ ، وكان يرى رأي عليّ ابن أبي طالب عليه السلام ، وحكى معجزاته عليه السلام ، ثمّ مرض شريك في دار هانئ وعزم ابن زياد أن يصير إليه ، ودعا شريك مسلماً بن عقيل ، وقال له : غداً يأتيني هذا الفاسق عائداً ، وإنِّي أشاغله بالكلام ، فأخرج عليه واقتله ، واجلس في قصر الإمارة ، وإن أنا عشت
هامش
عيادت تو مىآيم ، شريك مسلم را گفت كه غايت مدعاى تو وشيعهء تو اين است كه اين طاغى ياغى هلاك شود واينك خداى تعالى تورا بر وى ظفر داد ؛ چه امروز به پرسش من مىآيد . وظيفة آن كه اورا به قتل رسانى ودر قصر امارت بر سرير حكومت متمكن بنشينى . چه بعد از وى كسى نباشد كه با تو منازعه كند واگر من عافيت يابم خاطر تورا از بصره فارغ گردانم . » هانىبن عروه گفت : « من مكروه مىشمارم كه ابن‌زياد در سراى من كشته شود . » شريك گفت : « به خدا سوگند كه قتل أو سبب قربت ساحت عزت وبارگاه حضرت صمديت است . اى مسلم ! تورا در اين كار تقصير نبايد كرد . » هنوز سخن ايشان به اتمام نرسيده بود كه شخصي از ملازمان شريك درآمده وگفت : « أمير بر در سراى است ، مسلم در مهمان‌خانه مخفى گشته وعبيداللَّه زياد سر بالين شريك حاضر شد . شريك اورا بنابر مقصود خويش بسيار به سخن نگاه داشت وچون اثرى از مسلم نديد ، چند نوبت بيتي بر زبان گذرانيده كه مشعر بود به آن كه فرصت فوت نمىبايد كرد ووقت هر كار نگاه بايد داشت كه فوت‌الغرض قصص وچون تكرار شريك از حد اعتدال تجاوز نمود . عبيداللَّه روى به هانىبن عروه آورده وگفت : « اين مرد هذيان مىگويد . » هانى گفت : « از مبدأ طلوع صبح تا اين زمان همين بيت را بر زبان جارى مىگرداند . » چون عبيداللَّه‌بن زياد از سراى هانى بيرون آمده ، مسلم از كنج اختفا ظاهر گشت وشريك به أو گفت كه : « چند چيز تورا از قتل عبيداللَّه مانع شد : يكى كراهت هانى وديگرى قول رسول اللَّه كه " الإيمان قَيْدَ الفتك " ومرد مؤمن چگونه غدر كند . واللَّه اگر اين ملعون را مىكشتى كار تو استقامت مىپذيرفت وحكومت درجهء عليا مىگرفت . » شريك بعد از سه روز ديگر وفات يافت وعبيداللَّه بر وى نماز گذارد . ميرخواند ، روضة الصفا ، 3 / 122 - 123