تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
هامش
، ان‌شاءاللَّه عن قريب 30 به سوى شما خواهم آمد . قسم به جان خودم امام نيست ، مگر كسى كه كتاب خداى را باز داند وبه حكم خداى حكم راند ، بر مركز عدل متمكن گردد ، بدين حق متدين باشد وخويشتن را در شهر بند شريعت موقوف ومحبوس دارد . » اعزام مسلم بن عقيل به كوفه اين وقت حسين عليه السلام مسلم‌بن عقيل را طلب داشت واورا وصيت فرمود كه : « پرهيزكارى پيشه مىكن وامر خويش را پوشيده مىدار وبا مردمان طريق موالفت 31 وملاطفت مىسپار . پس از ورود به كوفه اگر مردمان را در موافقت ومرافقت من هم‌دست وهم‌داستان يا فتى ، قلب ايشان را بشكافتى وبكافتى 32 وبىشائبه مكيدت وآلايش خديعت نگريستى ، صورت حال ايشان را به سوى من تحرير كن تا أجابت دعوت ايشان را تعجيل كنم . » قيس بن مسهر الصيداوي ، عمارة بن عبداللَّه السلولي وعبد الرحمان بن عبداللَّه الأزدي را ، با جماعتى از صناديد كوفه كه حاضر مكة بودند ، ملازمت خدمت مسلم فرمود وفرمان داد تا به جانب كوفه روان شوند . 1 . قاصى ودانى : ( مقصود آن است كه خبر به گوش همه از وضيع وشريف رسيد . ) 2 . به سوى أو شتابانيد . 3 . سران قبائل مقدم اورا گرامى داشتند . 4 . اختلاف : رفت وآمد . 5 . معاويهء ستمكار ويزيد شراب‌خواره . 6 . گوش به من فرا دهيد . 7 . نقض على القوم : شكستن . نقض بيعت در جايى صحيح است كه شخصي با ديگرى بيعت كند وآن‌گاه بيعت اورا نقض نمايد . اين مطلب دربارهء آن حضرت صحيح نيست ؛ زيرا حضرتش با يزيد از أول بيعت نكرد تا آن كه نقض بيعت نموده باشد . 8 . قصم : شكست . 9 . انتزاء : بر چيزى يا كسى پريدن ( مانند گربه‌اى كه موشى ببيند وبر أو بپرد ) . 10 . ابتزّت الخلافة : خلافت را گرفت ، به دست آورد . 11 . أحرار : آزادگان ( كناية از مردمان خوب وشايسته است ) . 12 . گرائيدن : قصد وآهنگ جائى يا چيزى را نمودن . 13 . مصلى : جائى كه در آن‌جا مسلمانان براي اداى فريضة اجتماع نمايند . 14 . به صحبت : به همراه ( يعنى با آنان ارسال داشتند ) . 15 . تقريب : آن است كه چارپايان هنگام راه رفتن ، دست‌ها وپاهاى خود را نزديك يكديگر قرار دهند واين وقتي ممكن است كه به تاز بروند كه دو دست ودو پا نزديك يكديگر قرار گيرند . -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 159 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية