عروة بن أذينة الشّاعر ، واسم أذينة : يحيى بن مالك بن الحارث بن عمرو بن عبيداللَّه ابن أحمد بن الشدّاخ .
ابن حزم ، جمهرة الأنساب ، / 181
المبرّد ، الكامل ، 1 / 388 - 389 / مثله أبو الفرج ، الأغاني ، 18 / 475 - 476 ؛ ابن عبدربّه ، العقد الفريد ، 7 / 44
نمايش تصوير
هامش
« امشب غمّ من با من همسفر شده است ، غم انسان با أو شب روى مىكند ، ستاره در شرف غروب است وتا كنارهء أفق بيش از دو انگشت فاصله ندارد »
« در كهكشان مراقب يكايك ستارهها هستم كه چگونه در آن پيدا مىشوند وچگونه حركت مىكنند »
« چون مرا اندوهى است دائم كه مانند آتشى افروخته در دلم زباله مىكشد »
« اين اندوه در عزاى برادرم بكر است كه با نيك نامى وشرف درگذشت بعد از أو ديگر كدام عيش صافي وگوارا است ؟ »
اين شعر از عُرْوَه بن اذَينه ، وغناء آن از ابن سريج در ثقيل ثاني با انگشت ميانين است . معبد نيز غنائى در رمل با انگشت ميانين براي اين آواز ساخته است .
فريدنى ، برگزيدهء الأغانى ، 1 / 102 - 103