شب وفات عمر بن الخطاب متولد شد ، أو را عمر نام دادند . در مكة به دنيا آمد ودر آنجا مىزيست وسفرهايى هم به شام وعراق ويمن كرد . نزد عبد الملك بن مروان ( ف 86 ه ) تقرّب داشت وچون در موسم حج متعرض زنان مىشد ونامشان را در شعر خود بر سر زبانها مىافكند ، عمر بن عبد العزيز ( ف 101 ه ) أو را به جايگاهى دور افتاده به جزيره دهلك ( در درياى سرخ ) تبعيد كرد . وى به سال 93 ه در يك جنگ دريائى شركت كرد اما سفينهء أو آتش گرفت وخود وهمراهانش غرق شدند .
عمر بن أبي ربيعه در غزل سرآمد شاعران عرب بود . سخنش در عربيّت حجّت ومورد استناد علماى بلاغت ونحو وصرف است . ديوانش - كه مكرّراً به چاب رسيده - شامل قصايد وقطعاتيست كه در وصف زنان وشرح معاشقه با ايشان سروده اما هرگز مردى را مدح نگفته است . در أحوال أو رسائل وكتب بسيار تأليف شده كه قديمترين آنها « اخبار عمر بن أبي ربيعه » تأليف ابن بسّام ( ف 303 ه ) وبعد از أو « كتاب الأغانى » است .
أو در شعر خود عشق وحشى چادرنشينى را وصف مىكند واز حُسن زنان عرب به خصوص در وقت طواف كعبه كه ناچار چهرهء خود را مىگشودند « 1 » سخن مىگويد .
در غزل أو به عكس غزل فارسي هميشه شخصيت مرد برتر از زن است وهميشه مرد در عشق خود كامياب مىشود . أو هرگز خود را در برابر معشوقه ذليل نشان نمىدهد وبه دريوزگى عشق أو نمىرود . غزل عمر حماسهء پيروزى عشق است . در آن تصوّف وتمثيلات وكنايات عرفانى وشاهد بازى خبري نيست . پا را از حدّ زندگى طبيعي ساده وعشق به معنى تشفّى غرائز جنسي بالاتر ويا پائين تر نمىگذارد . ميل طبيعي
هامش
بود . در أطراف شهر حيره ( عراق ) در بين يكى از قبايل بنىتغلب - كه مسيحي مذهب بودند - متولد شد وبعد از اينكه در شاعرى مشهور گشت به دمشق رفت . چون مسلمان نبود به خاطر امويان حتّى از هجو أنصار رسول اللَّه واستهزاى شعائر اسلامى باك نداشت ونزد خلفاى أموي تقرّب فراوان يافت . مقامش را در شاعرى برابر جرير وفرزدق دانستهاند وبا ايشان مناقضه ومهاجات داشت . ديوانش به چاپ رسيده وسخنش در بلاغت ونحو وصرف حجّت است
( 1 ) - در نماز وطواف كعبه واجب است كه روى زن پوشيده نباشد