مرد وزن را به يكديگر وصف مىكند ولذت وصال ودرد هجران را همانطور كه هست - نه به صورت مبالغه آميز - شرح مىدهد وبا بيانى شيرين وروشن احساسات وعواطف بشرى را مجسّم مىسازد وشور جوانى را برمىانگيزد ؛ از اين رو بعض فقها ومحدثين غزليات عمر را از دسترس دختران دم بخت دور نگاه مىداشتند واجازه نمىدادند ديوان أو وارد حرم ايشان شود . « 1 »
فريدنى ، برگزيدهء الأغانى ، 1 / 35 - 36
نويسنده مىگويد :
اوّلين كسى كه شرح حال أو در كتاب الأغانى ( ط دار الثقافة ) ، 1 / 71 - 228 آمده ، عمر بن أبي ربيعه است . از اخبارى كه در مورد سرگذشت أو به ما رسيده است مىتوان به عقايد ورفتار وگفتار ونحوهء ارتباط أو با مردان وزنان پى برد كه :
اوّلًا : أو با مغنيان ومطربانى مثل ابن سريج ، معبد ، غريض ، اشعب وابن أبي عتيق « 2 » ، هم عصر ومعاشر بوده است .
ثانياً : أو يگانه غزل سراى عرب است وبا غزلياتش همه را به طرب در مىآورده است . غزليات عاشقانهء أو چه در زمان حيات وچه پس از مرگش در كوچه وبازارها ومجالس دربار خلفاى بنى أمية وبنى عباس وشب نشينىهاى عام وخاص بر سر زبان مغنيان بود . أو اين غزليات را به قصد ارضاى تمايلات نفساني وكسب درآمد مىسروده .
در مورد خُلق وخوى أو گفته شده كسى از رواة اخبار بر عفيف بودن وپاكدامنى أو صحّه نگذاشته اند وأو در توصيف أمور نظر ثابتي نداشته وداراى تلوّن مزاج بوده است . « 3 »
عمر بن أبي ربيعه هنگام طواف خانهء خدا به تماشاى زنان مىنشست ودر وصف
هامش
( 1 ) - ابن جُرَيْج مىگفت : در خلوت دختران دم بخت هيچ چيز زيانبخشتر ومفسده انگيز تر از شعر عمر بن أبي ربيعه نيست . . . هشام بن عروه گفت : دختران جوان خود را وأدار به روايت شعر عمر بن أبي ربيعه نكنيد تا به پرتگاه زنا نزديك نشوند .
( ترجمهء الأغانى 1 / 134 ، 135 )
( 2 ) - أو عبداللَّه بن محمد بن عبدالرّحمان أبى بكر است
( 3 ) - الأغانى ( ط دار الثقافة ) ، 1 / 123