أوّل مَنْ وضعَ الحديث :
لقد تجلّى لنا ، ونحن نسبر المدوّنات ، ونمحِّص الأحاديث ، أنّ أوّل مَنْ وضع الأحاديث الشّائعة في ابنة الحسين ( سكينة ) مصعب الزّبيريّ ، المتوفّى سنة 236 في كتابه « نسب قريش » ، لينصرف المغنّون والشّعراء عن ابنتهم سكينة بنت خالد بن مصعب بن الزّبير ، الّتي تجتمع مع ابن أبي ربيعة الشّاعر والمغنِّيات يغنّين لهم ، وزمر بها مرافقه في بغداد المدائنيّ « 1 » المتوفّى سنة 225 ؛ وزاد عليها الزّبير بن بكّار وابنه وتلقّاها المبرّد المتوفّى سنة 285 عن هؤلاء الوضّاعين ، وعنه أخذها تلميذه الزّجّاجيّ وغيره من دون تمحيص ، فأضلّوا كثيراً من الكتّاب والمؤرّخين حتّى رووها بلا إسناد موهمين أنّها من المسلّمات .
هامش
حسان واشعب طامع ونظاير آنها ، براي خدشهدار ساختن شخصيت آلعلى عليه السلام بر آن شدند كه از هر راه كه شده [ است ] ، اين خاندان را آماج تيرهاى تهمت خود قرار دهند ، اما از آنجا كه نتوانستند به ائمهء أطهار عليهم السلام - كه عصمت جزء لا ينفك وجود آنان است - پيرايهاى بربندند ، به فرزندانشان أعم از پسر ودختر آنان حملهور شدند وهر شيوهء ناشايستى كه آنان را خارج از طريق شريعت معرفى مىنمود ومردم را از گرد آنان وسرورانشان پراكنده مىساخت ، بدانان بربستند .
البتة ، علاوة بر عناد قلبي ، طمع در مال وجاه ملوك زمانه نيز در انگيزهء جعل اين افترائات ودروغ پردازى آنان تأثير بسزايى داشته است . از طرف ديگر ، برخى از علما ومحدّثان به تصور آن كه گسترش علم ومعرفت از طريق حجيم ساختن مجموعههاى حديثي - هر چند كه صحت آن أحاديث معلوم نباشد - تحقق مىيابد ، روايات درست ونادرست وصحيح وسقيم را با هم درآميختند وأقوال اينان را در كتب خويش ثبت نمودند .
حال آن كه با بهرهگيرى از نور علم راستين وتميز حقايق از أكاذيب ، عدم صحت اين روايات واضح وآشكار مىشود كه اين راويانى كه چنين سخنان ناراستى را بسيار بافتهاند ، علماى علم رجال ، آنان را از درجهء اعتبار ساقط دانسته اند وبراي احاديثشان كمتر قيمتي قائل نيستند ؛ تا با خارج گشتن اين دسيسهپردازان از رديف راويان موثق ، أحاديث از رخنهء دروغ در أمان مانند .
البتة اين رشته سر دراز دارد ؛ تا بدان جا كه رسول خدا صلى الله عليه وآله با توجه به اطلاعى كه از حال اين افترازنان داشت ، خود را از آنان بيم داد وفرمود : بعد از من ، بر من ( از قومم ) سخن بسيار خواهند گفت . پس هر آن كس كه بر من دروغ بربندد ، در آتش براي خود جايى مهيّا كند .
طارمى ، ترجمهء حضرت سكينه عليها السلام للمقرّم ، / 176 - 177
( 1 ) - في الأغاني ، ج 11 ، ص 127 ، نقل حديثاً عن المدائني ، عن مصعب بن عبداللَّه الزّبيريّ