هامش
است وخرسند نشويد بدانچه به شما داده است . خدا هيچ كسى را كه به خود ببالد وبنازد دوست ندارد . ريشهكن شويد ! در انتظار عذاب باشيد كه هماكنون بر شما درآمده وپياپى نقمتهاى آسمانى بر شما آيد وشما را بدانچه بر سر خود آورديد ، بسايد وبه جان هم بيندازد وبراي ستمى كه بر ما كرديد ، در قيامت مخلد در عذاب اليم باشيد . هلا لعنت خدا بر ستمكاران ! واي بر شما ! مىدانيد ومىفهميد . آخر با چه دستى به ما نيزه زديد ! با چه روحيه به جنگ ما آمديد ! با چه قدمي به راه افتاديد تا با ما نبرد كنيد ؟ ! دلهاى شما قساوت گرفته وجگرتان آهنين شده ودلتان كور شده وگوش وچشمتان مهر خورده است . شيطان شما را جادو كرده وبراي شما ديكته نموده است وچشم شما را بسته است وراه به جايى نبريد . نابودى بر شما اى أهل كوفه ! چه قدر خون از رسول خدا پيش شماست وچه اندازه به گردن داريد ؟ ! باز هم با برادرش علي بن ابىطالب جدّم پيمان شكنى كرديد وبا فرزندانش كه عترت پيغمبر وپاكان نيكان بودند ويكى از شما بدان افتخار كرد وگفت :مائيم كه كشتيم على واولادش * با نيزه وتيغ هندى فولادش
زنهاى حرم را به اسيرى برديم * ما شاخ زديم هرچه بادابادشخاك بر دهنت اى گوينده ! به كشتن مردمى مىنازى كه خدايشان ستوده وپاك نموده وپليدى را از آنان برده است ؟ دم در كش وچون پدرت همچون سگان بر سر دم نشين . همانا هر مردى آن دارد كه پيش فرستد . واي بر شما براي آن كه خدا ما را فضيلت داده است به ما حسد برديد .ما را چه گناهى است كه درياى پرآبيم * درياى تو خشك است ونپوشد تن كرمىاين فضل خدا است وبه هر كه خواهد دهد . هر كه را خدا نوري نداده است ، نوري ندارد .
گويد : آواز گريهها بلند شد وگفتند : « اى دختر پاكان ! دل ما را آتش زدى وگردن ما را به زير كردى ودرون ما را برافروختى . »
أو خاموش شد . درود بر أو وپدرش وجدّش .
كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 187 - 188
شيخ طبرسى در « احتجاج » از زيد بن موسى بن جعفر ، از پدرش ، از آباى گرام خود روايت مىكند كه چون فاطمة بنت الحسين وارد كوفه گرديد ، اين خطبه را قرائت كرد .
[ وما كلام أو در ناسخ التوايخ آورديم ، به آن جا رجوع شود ] .
محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 285