هامش
خواهد فرمود وباز خواهد جست ؟ آن غدر وكيدي كه با برادرش على وفرزندانش انگيختيد ( 10 * ) ، واز شما فخر مىجويند به شعر كه : « ما على را كشتيم وفرزندانش را أسير گرفتيم . » سنگ وخاك بر دهان آن قايل كه افتخار مىجويد به قتل جماعتى كه خداوند ايشان را پاك وپاكيزه آفريده از هر رجسى 13 وزشتى ومكروهى . فروخور خشم خود را وبه كردار كلبى به جاى خود بنشين ؛ چنان كه پدر تو نشست . همانا به دست كند 14 هر مردى آن چيزى را كه از پيش به دست خويش فرستاده وشما حسد برديد بر ما به چيزى كه خداوند ما را بر شما تفضيل نهاده وأو صاحب فضل بزرگى است وبه هر كه مىخواهد عطا مىفرمايد وآن را كه از نور خود بخشي ندهد ، هرگز از مضيق ظلمت نرهد 15 .
چون فاطمه سخن به اين جا آورد ، مردم به هاىهاى بگريستند وبأنك برداشتند كه : « اى دختر طيبين ! دلهاى ما را پاره ساختى وجگرهاى ما را به آتش حزن واندوه بسوختى . »
فاطمه خاموش شد .
1 . وادى : رودخانه ، شكاف بين دو كوه .
2 . ثريا : نام ستارهاى است . ثرى : خاك ، زمين . قسطاس : ترازو .
3 . نقيبت : نفس ، جان .
4 . وعاء : ظرف .
5 . اراقت دماء : ريختن خونها .
6 . مباح : جايز ، روا .
7 . سبايا : أسيران .
8 . دى : ديروز .
9 . فرحان : شادان .
( 10 - 10 * ) [ در رياحينالشريعه اينقسمت اينطور آمده است : اكنون بر اين كردار شنيع شادمانى مىكنيد كه بر سخط وغضب الهى تجرى نمودهاند والبته خداوند عز وجل كيفر كردار شما را در كنارتان خواهد گذاشت . حالياً منتظر نقمت ولعنت باشيد . بسى برنگذرد كه خداوند شما را بر يكديگر بگمارد تا شمشيرها بركشيد وخون هم بريزيد وباز آن جهان به عذاب جاودان گرفتار آييد . واي بر شما ! مكر ندانستهايد كه با چه دستى ما را بزديد ؟ وبا كدام پاى به جنگ ما بيامديد وچگونه به قتال ما بشتافتيد . دلى بيرحم وجگر بس سخت داريد . همانا بارى تعالى بر دل وگوش شما مهر نهاده است كه كلمهء حق نمىشنويد . شيطان اين اعمال زشت در نظرهاى شما بياراست وبر ديدهاى شما پرده فروهشته كه راه هدايت نمىبينيد . چند خون از حضرت رسول صلى الله عليه وآله در نزد شما است كه بخواهد جست وبسا حيلتها كه با برادر ووصى أو علىبن ابىطالب صلوات اللَّه عليه كردهايد . ]
محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 285
11 . مستأصل : ريشهكن .