تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1016

مساهمون:

ص١٠١٦
هامش
راه تو جهاد مىكرد تا تو از أو خوشنود گشتى واورا برگزيدى وبه راه راست رهنمونش شدى . اما بعد ، اى مردم كوفه ! اى مردم نيرنگ‌باز وحيله‌گر ومتكبّر ! ما خاندانى هستيم كه خدا ما را به شما آزمايش نموده است وشما را به ما وما را نيكو آزمايش فرمود ودانش وفهم را نزد ما قرار داد . پس ما جايگاه دانش ومحل فهم وحكمت اوئيم وبر بندگان خدا در شهرهاى زمين ، حجت خداونديم . خدا ما را به بزرگوارى خويش عزت واحترام بخشيده وبه واسطهء پيغمبرش محمد عليه السلام ما را بر بسيارى از مردم فضيلتى آشكار عنايت فرموده است . ولى شما ما را تكذيب كرديد وكافران خوانديد وجنگ با ما را حلال شمرديد ودارايى ما را به يغما برديد . گويى ما أهل تركستان وكابل بوديم ، همچنان كه ديروز جدّ ما را كشتيد . شمشيرهاى شما به خاطر كينهء ديرينه‌اى كه از ما داشتيد ، از خون ما أهل بيت خونچكان است . چشم‌هاى شما روشن ! ! دلتان شاد ! ! با اين دروغى كه بر خدا بستيد ونيرنگى كه با خدا كرديد وخدا بهترين مكر كننده‌هاست ؛ مبادا از خونى كه از ما ريختيد واموالى كه از ما به دست شما افتاد ، خوشحال باشيد كه اين مصيبت‌هاى بزرگ ومحنت‌هاى شگرف كه به ما رسيده است ، پيش از آن كه به ما برسد ، در تقدير الهى بود واين بر خدا آسان است تا بر آنچه از دست شما رفته است . اسفناك نباشيد وبر آنچه به شما رسيده است ، فرحناك نگرديد وخداوند هر كسى را كه متكبّر وخودفروش باشد ، دوست نمىدارد . مرگ بر شما . در انتظار لعنت وعذاب باشيد . آن چنان نزديك است كه گويى بر شما فرود آمده است وعذاب‌هايى از آسمان به دنبال هم فرو مىريزد كه شما را نابود كند وشما را به چنگال يكديگر گرفتار نمايد وسپس در نتيجهء ستمى كه روا داشتيد ، به شكنجهء دردناك روز رستاخيز ، جاويد خواهيد بود . هان كه لعنت خدا بر ستمكاران باد . واي بر شما ! مىدانيد چه دستى از شما بر ما طغيان نمود ؟ وچه كسى به جنگ ما شتافت ؟ يا به چه پايى به سوى ما آمديد كه مىخواستيد با ما بجنگيد ؟ به خدا قسم دل‌هاى شما سخت وجگر شما سياه شده ودريچهء دل‌هاى شما بسته وبر گوش وچشم شما مهر غفلت زده شده است وشيطان شما را فريب داده وبه آرزوهاى دراز مبتلا نموده وبر چشم شما پرده كشيده است كه راه را نمىيابيد . مرگ بر شما اى أهل كوفه ! چه كينه‌اى از رسول خدا در شما بود ؟ وچه دشمنى با أو داشتيد كه اين چنين با برادرش وجدّم علىبن ابىطالب وفرزندان وخاندان پاك وبرگزيده‌اش كينه‌ورزى نموديد تا آن‌جا كه فخر كننده‌اى بر خود مىباليد وهمى گفت :كشتيم ما به جنگ على را وآل أو * با تيغ‌هاى هندى وطعن سنان خويش زن‌هايشان أسير نموديم همچو ترك * رزمى چنين نديده كس از دشمنان خويشاى خاك بر دهنت كه چنين گفتى وبه كشتن مردمى باليدى كه خداوند آنان را پاك وپاكيزه فرموده وپليدى را از آنان برده ، دهان بربند وبر جاى خود بنشين ؛ آن چنان كه پدرت نشست كه براي هر كس همان است كه به دست آورده وپيش فرستاده است . واي بر شما ! آبا بر آنچه خداوند ما را فضيلت بخشيده است ، حسد مىورزيد ؟