كه انسان گاهى بر كارى عزم راسخ دارد ، وبر أساس تصوّرى كه نسبت به سود وانگيزهء عملي دارد ، تصميم قلبي مىگيرد ، وپس از اندكى تصميم به هم مىخورد ، وبه دليل از بين رفتن آن انگيزه ويا به خاطر مانعى كه پيش مىآيد از عزم خود برمىگردد .
حال با توجّه به مقدّمه بالا ، مىگوييم : اين دگرگونيها وتصوراتى كه در پى هم از خاطر انسان مىگذرند كه باعث رجحان انجام كار مورد تصميم مىگردند ، أموري ممكناند ودر دو جهت بود ونبود ، نياز به رجحان دهنده وتأثير گذارندهاى دارد ، دليل رجحان اگر از ناحيهء خود بنده باشد ، باز خود نياز به مرجّح دارد ، كه در اين صورت ، باعث دور يا تسلسل مىگردد ، وچون دور وتسلسل باطل است ، پس ناگزير بايد مرجّح به خداوندى كه - أو دگرگون كنندهء دلها وبينشهاست - منتهى گردد ، وهدف همين است .
( 3237 ) 237 - امام ( ع ) فرمود :
مَرَارَةُ الدُّنْيَا حَلَاوَةُ الْآخِرَةِ - وَحَلَاوَةُ الدُّنْيَا مَرَارَةُ الْآخِرَةِ ( 79840 - 79832 )
[ ترجمه ]
« تلخى دنيا باعث شيرينى آخرت ، وشيرينى دنيا باعث تلخى آخرت است » .
[ شرح ]
( 79840 - 79832 ) يعنى اينها لازم وملزوم يكديگرند . كلمه « حلاوت شيرينى » و « مرارت تلخى » را استعاره براي لذّت ورنج آورده است ، بديهي است كه رنجهاى دنيا پيامد ترك لذّتهاى دنيا - وبه منظور آخرت خواهى وميل به اجر اخروى است كه خود باعث شيرينى ولذّت اخروى مىباشد - واستفاده نبردن از لذّتهاى دنياست . وهمچنين برخوردارى از لذّتهاى دنيا باعث غفلت از آخرت وترك عمل اخروى است ، واين خود باعث عذاب در آخرت مىشود وشقاوت اخروى را در پى دارد .