تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣

[ شرح ]

( 75782 - 75769 ) امام ( ع ) براي برآورده شدن حاجتها سه شرط تعيين كرده است ، يعنى برآوردن حاجات را چنان كه شايسته است مشروط به سه شرط كرده است : 1 - برآورندهء حاجت آن حاجت را كوچك شمارد ، تا به بخشندگى وبزرگ منشى معروف شود ، وبخشش وعطايش را بزرگ شمارند وزبانزد شود . 2 - آن را پنهان دارد ، از آن جهت كه طبيعت مردم بيشتر به ابراز آنچه شما مخفى بداريد كشش دارد واز سوى ديگران توجه بيشترى به آن معطوف مىشود . 3 - به سرعت انجام دهد تا گوارا باشد ، يعنى دلنشين شود . اين عبارت از آن قبيل است كه مىگويند : هنأ الطعام يهنأ . توضيح آن كه دير برآوردن حاجت ، درخواست كننده را مىرنجاند ، در نتيجة لذت برآوردن حاجت آميخته به تلخى دير برآوردن آن مىگردد .

( 3093 ) 93 - امام ( ع ) فرمود :

يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يُقَرَّبُ فِيهِ إِلَّا الْمَاحِلُ - وَلَا يُظَرَّفُ فِيهِ إِلَّا الْفَاجِرُ - وَلَا يُضَعَّفُ فِيهِ إِلَّا الْمُنْصِفُ - يَعُدُّونَ الصَّدَقَةَ فِيهِ غُرْماً وَصِلَةَ الرَّحِمِ مَنّاً - وَالْعِبَادَةَ اسْتِطَالَةً عَلَى النَّاسِ - فَعِنْدَ ذَلِكَ يَكُونُ السُّلْطَانُ بِمَشُورَةِ النِّسَاءِ - وَإِمَارَةِ الصِّبْيَانِ وَتَدْبِيرِ الْخِصْيَانِ ( 75831 - 75786 )

[ لغات ]

( ماحل ) : كسى كه نزد پادشاه سخن چينى مىكند ، أصل محل به معناى فريب ومكر است . به جاى كلمهء الفاجر ، الماجن نيز آمده است : به معنى گوينده‌اى كه هر چيز از سخن بيهوده ، ياوه ومسخره ، دلش بخواهد بگويد . ( الغرم ) : دين ، وأم

[ ترجمه ]

« روزگارى بر مردم بيايد كه در آن روزگار مقرّب نيست مگر سخن‌چين ، و