مىگذارد » « 3 » بلكه به هنگام گذشت ونشاط نفس ، آن را به عبادت وابدارد ، مگر در عبادت واجب كه سهل انگارى در آن جايز نيست .
( 72288 - 72275 ) 27 - أو را از اين كه مرگش فرا رسد در حالي كه از پروردگارش گريزان باشد ، بر حذر داشته است . كلمهء آبق گريزان را به اعتبار سرباز زدن وى از امر ونهى الهى در پى دنيا ، استعاره آورده است .
( 72297 - 72289 ) 28 - از همدمى با بدان دورى كند ، واز آن كار به وسيلهء قياس مضمرى بر حذر داشته است كه صغراى آن جملهء فان الشّرّ بالشّرّ ملحق است ، يعنى از آن رو كه براي تو نيز هم چون ديگر مردم رفيق بد ، شرّى خواهد بود ، زيرا رفيق دنبالهرو ، رفيق است . وكبراى مقدّر آن نيز چنين است : وهر چيزى كه براي تو چنان پيامدى داشته باشد ، نبايد آن را انجام دهى .
( 72303 - 72298 ) 29 - بزرگداشت وتعظيم خداوند ومحبّت دوستان واوليايش را در خود جمع كند كه اين دو ، أصولي به هم پيوستهاند .
( 72314 - 72304 ) 30 - از خشم بپرهيزد ، وأو را با اين عبارت از خشم برحذر داشته است :
« فانّه . . . تا آخر » . وخشم از آن جهت سپاه شيطان است كه از جمله چيزهايى است كه شيطان را بر قلب انسان وارد مىكند واز اين راه زمام اختيار أو را به دست مىگيرد ودر اختياردارى أو هم چون پادشاهى مىگردد كه با سپاهى بزرگ وارد شهر شود ، واين عبارت صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن چنين است : وهر آنچه ، اين خصوصيّت را داشته باشد ، بايد از آن دورى جست وتوفيق به دست خداست .
هامش
( 3 ) انّ هذا الدين متين ، فأوغل فيه برفق ولا تبغّض فيه إلى نفسك عبادة اللّه فانّ المنبتّ لا أرضا قطع ولا ظهرا أبقى . در مجمع البحرين بجاى : لا تبغض ، لا تكرّه آمده است - م .