الشّكر . وعلت اين كه آن ، راهى است براي سپاسگويى ، همان است كه اين انديشه باعث ورود به سپاسگزارى مىگردد . وهمين عبارت صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن چنين است : وهر چيزى كه درى از درهاى سپاسگزارى باشد ، نبايد از آن غفلت كرد .
( 72229 - 72211 ) 24 - در روز جمعه مسافرت نكند ، مگر اين كه سفر به خاطر جهاد ويا به بهانه وعذر وأضحى باشد . راز مطلب آن است كه نماز جمعه در دين اسلام با اهميت است وجمعه وقت نماز وعبادت است .
بنا بر اين ، مسافرت كردن در آن روز ، كارى نابجاست .
( 72242 - 72230 ) 25 - در تمام كارهايش ، فرمانبردار خدا باشد . وبر اين امر ، وسيلهء قياس مضمرى أو را تشويق كرده است كه صغراى آن ، عبارت : فانّ . . . سواها ، وكبراى مقدّر آن نيز چنين است : وهر كارى كه برتر از ديگر كارها باشد ، بايد بدان پايبند شود وآن را بر ديگر كارها مقدّم بدارد .
( 72274 - 72243 ) 26 - نفسش را در راه عبادت بفريبد ، از آن رو كه روش نفس پيروى از هوا وهمسويى با طبيعت است پس شايسته آن است كه آن را گاهى با وعدهء خوب دادن وگاهى با ترساندن از خواستهء خود به چيز ديگرى بفريبند ، وگاهى هم به وسيلهء مشاهدهء كساني كه زيردست اويند ، يعنى آن كساني كه مهيّا براي عبادتند ، وگاهى هم با سرزنش نفس بر اين كه أو در برابر خدا كوتاهى مىكند . امّا اگر نفس راه بندگى را پيمود ، سزاوار است كه با مدارا - بدون اجبار بر عبادت - رفتار شود ، زيرا اجبار باعث افسردگى وبريدن است ، همان طورى كه سرور رسولان ( ص ) فرموده است : « براستى كه اين دين ، ژرف وپر محتواست ، با مدارا در آن وارد شو ، ونفست را به عبادت خدا به زور وأدار نكن ، زيرا كسى كه در اثر سرعت خسته ومانده است نه مسافت را پيموده ونه براي خود ، مركبى باقي
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 375
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٣٧٥