3 - أو را نهى كرده است از اين كه مبادا غرور مقام وشادى ناز ونعمت أو را از حال آنان غافل نگه دارد . وبا اين عبارت أو را از غافل ماندن از أحوال ايشان بر حذر داشته است : فانّك لا تعذر . . . المهمّ ( زيرا به دليل انجام كارهاى مهمّ ، از غفلت نسبت به كارهاى غير مهمّ معذور نخواهى بود ) . مقصود امام ( ع ) از كلمهء : التّافه ، أمور ناچيز وكمترين حالات مردم ضعيف است . وهمين عبارت به منزلهء صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدر آن مىشود : وهر كسى را كه عذر وبهانهاش پذيرفته نباشد ، نبايد از حال فقرا غفلت ورزد .
4 - أو را منع كرده است از اين كه توجّه وعنايت خود را از ايشان دريغ ورزد ، يعنى آن قدر عنايت به مسائل مهمّ داشته باشد كه هرگز شامل حال آنان نگردد وبه آنها نرسد .
5 - أو را از اين كه با غرور ، صورت از آنها برگرداند ، منع كرده است ، كناية از تكبّر وگردن فرازى نمودن نسبت به ايشان .
6 - دستور داده است تا نسبت به أمور كساني كه به دليل ناتوانى وحقارت در انظار دولتمردان وسربازان ، دسترسى به أو ندارند ، بررسى كند ، وفردى مورد اعتماد از مردم خدا ترس ، وفروتن را از جانب خود بر ايشان بگمارد تا به كارهاى ايشان رسيدگى كند ونتيجة را به اطلاع وى برساند .
7 - با آنان طورى رفتار كند كه روز ملاقاة با پروردگارش ، عذر وبهانهاى داشته باشد . يعنى در بارهء آنها آن طور رفتار كند كه خداوند دستور داده است ، به نحوى كه عذرش پذيرفته باشد . به اين ترتيب كه اگر خداوند از نحوهء رفتارش نسبت به آنها پرسيد ، عذرى در پيشگاه خدا داشته باشد ، وبه جنبهء مصلحتى كه در عنايت زياد نسبت به آنها وجود دارد ، با اين عبارت توجّه داده است : فانّ هؤلاء . . . غيرهم زيرا اينان به عدالت ودادگسترى از ديگر مردم نيازمندترند .
8 - نسبت به داشتن عذر وبهانهاى در نزد خداوند در مورد پرداخت حق
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 284
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٨٤