تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
( 66504 - 66488 ) پنجم : أو را از پشيمانى بر گذشتى كه كرده ، منع نموده وهمچنين از خوشحالى به مجازات ديگران وشتاب كردن در خشم وتندخويى ، در حالي كه راه گريز از آن را دارد ، نهى فرموده است ، زيرا همهء اينها از أو از افسار گسيختگى قوّهء غضب است ، در حالي كه مىدانى اين قوّه به منزلهء شيطانى است كه انسان را به سمت آتش دوزخ مىكشد . ( 66523 - 66505 ) ششم - أو را از فرمان دادن به كارى كه سزاوار فرمان نبوده ومخالف دين ماست نهى كرده وهمچنين أو را از امرى كه ممكن است باعث بددلى أو شود نهى كرده است . از قبيل اين كه با خود بينديشد مردم بايد فرمان أو را اجرا كنند چون بر مردم أطاعت وشنوايى دستور وامر أو ، وبر أو صدور فرمان است وبس ، براستى اين باعث خرابى دل ودين است ، وبه اين خرابى اشاره فرموده است در عبارت فانّه ادغال . . . الغير ، فساد وخرابى دل از سه راه به شرح زير امكان پذير است : أول ، آن كه اين گونه تصوّر [ كه من فرمانروا هستم پس بايد أطاعت شوم ] ويرانگر قلب ومنصرف كنندهء آن از راه خداست ومعناى تباه ساختن قلب نيز . دوم ، اين كه [ چنين طرز فكرى ] باعث خرابى دين وسست شدن بنياد آن است . سوم ، آن كه باعث نزديكى به غير خداست زيرا ستمكارى از مهمترين عواملي است كه زمينه‌ساز است براي اين كه مردم تمام نيروى خود را در جهت نابودى أو به كار ببرند وبه همين مطلب اشاره دارد آية مباركه :
لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ
« 3 » . واين بخش از سخنان امام ( ع ) به منزلهء سه مقدمهء صغرا براي قياسات مضمرى است كه كبراى مقدّر در تمام آنها چنين
هامش
( 3 ) سورهء رعد ( 13 ) آية ( 11 ) يعنى : براستى كه خداوند حال هيچ قومي را دگرگون نخواهد كرد تا زماني كه خود آنها حال خود را دگرگون سازند .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 240 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم