تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
ما فوق توست ، وخداوند ما فوق كسى است كه تو را حاكم قرار داده . البتة اوست كه حكومت را به تو سپرده ومردم را وسيلهء آزمون تو ساخته است . مبادا خود را در معرض ستيز با خدا قرار دهى زيرا تو را توانايى تحمّل خشم أو نيست واز عفو وبخشندگىاش بىنياز نيستى ، هرگز از گذشت پشيمان مباش واز مجازات ديگران شاد مشو وبه هنگام خشم اگر راه گريزى مىيابى در تندخويى شتاب مكن ، ومبادا بگويى من مأمورم [ معذورم ] امر مىكنم بايد فرمان مرا ببريد ، كه اين روش باعث خرابى دل وضعف ديانت ونزديك شدن به غير خداست . وهر گاه قدرت باعث بزرگ‌منشى ويا خود پسندى تو شد ، به عظمت سلطنت وقدرت خدا كه ما فوق قدرت توست نگاه كن كه نسبت به تو به آنچه تو ناتوانى أو تواناست ، زيرا اين نگرش خودبينى وسركشى تو را فرونشاند وتو را از خود فراموشى باز مىدارد وعقل ودرايت از دست رفته را به تو باز مىگرداند . مبادا خود را در بزرگى با خدا همسان بيني ، ودر توانايى وعظمت نظير أو بدانى ! زيرا خداوند هر ستمگرى را خوار وهر گردنكشى را پست وبيچاره مىسازد . با خدا وبا مردم نسبت به خود وخويشاوندان نزديك ، ورعايايى كه هواخواه آنها هستى به انصاف رفتار كن ، زيرا اگر رعايت انصاف نكنى ستم كرده‌اى ، وهر كس با بندگان خدا به ستم رفتار كند ، خداوند به جاى بندگان ، خود با أو دشمنى خواهد كرد وخدا استدلال هر كه را با أو در ستيز باشد نادرست گرداند ، وچنان كسى تا خود دارى نكند وتوبه ننمايد ، با خداوند در ستيز است ، وهيچ چيز مانند ستمكارى ، باعث تغيير نعمت خدا وزود به خشم آوردن أو نمىشود ، زيرا خداوند ، دعاى ستمديدگان را مىشنود ودر كمين ستمكاران است . بايد بهترين كارها در نزد تو اعتدال در راه حق ، وهمگانى بودن در عدل وداد وآن عملي كه بيشتر باعث خوشنودى تودهء مردم مىگردد ، باشد . زيرا خشم تودهء مردم ، خوشنودى خواص را از بين مىبرد ، وخشم خواص در برابر خوشنودى عموم مردم ، قابل چشم‌پوشى است . هيچ كسى از رعيّت براي فرمانروا در موقع رفاه ،
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 234 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم