تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
غلبه كند ، وطمع زياد مرا به انتخاب خوردنيها وادارد ، در حالي كه ممكن است در حجاز يا يمامه كسى باشد كه به قرص نانى هم طمع نبسته وبه سير شدن عادت نكرده است ! ! ويا من با شكم سير بخوابم در صورتي كه أطراف من شكمهاى گرسنه وجگرهاى تفديده باشد ! ! ويا آن چنان باشم كه گوينده‌اى گفته است : « اين درد برايت بس كه تو با شكم سير بخوابى ، ودر پيرامونت جگرهايى آرزومند ظرفى از سبوس باشند » آيا من به اين مقدار قانع باشم كه بگويند اين فرمانرواى مؤمنان است بدون اين كه در سختيهاى روزگار با مردم همدرد وشريك باشم ؟ ويا در فشارهاى زندگى الگو ودر پيشاپيش آنها باشم ؟ من براي اين آفريده نشده‌ام كه خوردن غذاهاى خوب - مانند چهارپاى بسته كه انديشه‌اش علف است - مرا سرگرم سازد ، ويا همچون چهارپايى از بند رها شده باشم كه خاكروبه‌ها را به هم مىزند تا شكم خود را پر كند واز سرانجام كأرش غافل است ويا اين كه بىهدف وبيهوده رها شوم ويا ريسمان گمراهى را بكشم ، ويا بدون انديشه راه انحراف را در پيش گيرم . گويا گوينده‌اى از جانب شما مىگويد : اگر خوراك پسر أبو طالب اين است ، پس ناتوانى وسستى أو را از نبرد با همگان وايستادگى در برابر دلاوران باز مىدارد ؟ ! بدان كه درخت بيابان چوبش مقاوم‌تر ، ودرختان سرسبز وخرّم نازكتر وكم مقاومت‌ترند ، وشعلهء گياهان در دشت فروزانتر است وديرتر خاموش مىشود ! براستى كه من نسبت به پيامبر خدا ( ص ) همچون درخت خرما نسبت به درخت خرماى به هم پيوسته وچون دست به بازوى آنم . به خدا قسم اگر تمام مردم عرب به نبرد با من هماهنگ شوند من رو از ايشان برنمىگردانم واگر فرصتهايى به دستم آيد بر ايشان يورش خواهم برد . بزودى خواهم كوشيد تا صفحهء زمين را از اين شخص واژگونه وجسم سرنگون [ معاوية ] پاك سازم تا دانهء كلوخ از بين دانه‌هاى گندم درو شده بيرون شود . اى دنيا دور شو از من كه مهار تو را بر كوهانت انداخته‌ام ، از چنگت رها شده‌ام واز دامهايت رسته‌ام ، واز اين كه در پرتگاهايت قرار گيرم پرهيز كرده‌ام ، كجا