وأطفالهم غرثى يمضّهم الطّوى * وليس لهم برّ هنالك يكفل « 1 »
هامش
( 1 ) - مع القصة ، اين وقت سپاه ابن سعد قصد خيام مقدسه وسرادق 1 ذريهء مطهره را كردند . شمر ذي الجوشن با جماعتى از كفره 2 بر در خيام آمد ولشكر را فرمان داد كه : « داخل شويد واز قليل وكثير آنچه به دست شود ، به نهب وغارت برگيريد . »
فرياد : « وا محمداه ! وا علياه ! وا حسناه ! وا حسيناه ! » از أهل بيت رسول خدا بالا گرفت ولشكريان به خيمهها بتاختند وبه نهب وغارت پرداختند .
سوار 3 از ساعد زنان بكشيدند وگوش پردگيان در اخذ گوشواره بدريدند وگوش امّ كلثوم را نيز در طلب گوشواره جراحت كردند وجامههاى زنان را به منازعت ومغالبت 4 از بدن ايشان انتزاع 5 نمودند واز ورس وحلى وحلل 6 ، چيزى به جا نگذاشتند وأسب وشتر ومواشي 7 آنچه ديدار شد ، ببردند .
حميد بن مسلم گويد : به اتفاق شمر ذي الجوشن به خيمهء علي بن الحسين درآمديم وآن حضرت بر بستر ناتوانى بخفته بود . گروهى گفتند : « آيا اين بيمار را زنده خواهيم گذاشت ؟ »
من گفتم : « سبحان اللَّه ! آيا شما كودكان را مىكشيد ؟ با اين كودك بيمار چه كار داريد ؟ » بسيار گفتم تا شر ايشان را بگردانيدم 8 .
1 . سرادق : خيمهها .
2 . كفره ( با سه فتحه ) : جمع كافر .
3 . سوار : دستبندى كه زنان براي زينت پوشند .
4 . مغالبت : مانند مسابقه كه هركس مىخواهد از ديگرى پيشى گيرد .
5 . انتزاع : كندن .
6 . ورس : اسپرك ( بر وزن بهترك ) . حلى وحلل : طلا ونقره وجواهرى كه زنان را براي زينت مرسوم است .
7 . مواشي ( جمع ماشيه ) : گوسفند ، گاو وشتر .
8 . [ ادامهء اين مطلب در ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السّلام ، 1 / 239 - 242 آمده است ، وما در حضرت زينب عليها السّلام بيان كرديم ] .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 10 - 11 .
اراده شمر ملعون قتل سيد سجاد عليه السّلام را در كتاب « كشف الغمة » مروى است كه على ابن الحسين عليهما السّلام در كربلا در خدمت پدر گرامى گوهرش بود واين هنگام يبست وسه سال بود ودر فراش بيمارى جاى داشت . چون امام حسين شهيد گشت ، شمر بن ذي الجوشن عليه اللعنة گفت : « أقتلوا هذا ؛ وى را بكشيد . »
« فقال رجل من أصحابه : يا سبحان اللّه ! أتقتل فتى مريضا حدثا لم يقاتل ؟ »
يكى از اصحابش از روى كمال شگفتى بر آن حال وآن روزگار وآن شقاوت وسختى قلب آن ملعون گفت : « بزرگ منزه است خدا ، آيا مىخواهى اين جوان را بكشى با اينكه رنجور وكمسال است وقتال وجدال ننموده است ؟ »
به روايت صاحب « نور العين » ، جناب امّ كلثوم خود را بر آن حضرت بياويخت ونجات يافت . پارهاى گفتند : « اين طفل صغير است . قتلش روا نيست . »
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السّلام ، 2 / 123 - 124