تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 751

مساهمون:

ص٧٥١

محنتها عليها السّلام ليلة الحادي عشر

اعلم أنّ أواخر النّهار يوم عاشوراء كان اجتماع حرم الحسين عليه السّلام وبناته وأطفاله في أسر الأعداء ، مشغولين بالحزن والهموم والبكاء ، وانقضى عنهم « 1 » آخر ذلك النّهار وهم فيما لا يحيط به قلمي من الذّلّ والانكسار ، وباتوا تلك اللّيلة فاقدين لحماهم « 2 » ورجالهم وغرباء في إقامتهم وترحالهم ، والأعداء يبالغون في البراءة منهم والإعراض عنهم وإذ لا لهم ليتقرّبوا بذلك إلى المارق عمر بن سعد موتّم أطفال محمّد صلّى اللّه عليه وآله ومقرّح الأكباد وإلى الزّنديق عبيد اللّه بن زياد وإلى الكافر يزيد بن معاوية رأس الإلحاد والعناد . « 3 » ابن طاوس ، الإقبال ، / 583 - عنه : القمي ، نفس المهموم ، / 384 « 3 »
هامش
( 1 ) - [ نفس المهموم : عليهم ] . ( 2 ) - [ نفس المهموم : لحماتهم ] . ( 3 ) - سيّد رحمه اللّه در اقبال گويد : بدان كه پسين روز عاشورا بود كه حرم حسين عليه السّلام ودختران وكودكانش أسير دشمن شدند وبه اندوه وافسوس وگريه گرفتار آمدند وروز را به حالي به شب آوردند كه شرح اندازهء دل شكستگى وخوارى آن‌ها در توان خامه من نيست وآن شب را بدون حامى ومردان خود غريبانه گذراندند ودشمنان بىنهايت از آن‌ها بيزارى مىجستند وروگردانى مىكردند وخوارشان مىشمردند تا به اين وسيله خود را در نزد عمر بن سعد از دين برگشته ويتيم‌كنندهء أطفال محمّد صلّى اللّه عليه وآله وسلم وخراشندهء جگرها وبه عبيد اللّه بن زياد زنديق وبه يزيد بن معاويهء كافر كه رأس الحاد وعناد بود ، مقرب نمايند . كمره‌اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 179 وديگر در بحر المصائب از كتب عديده مسطور است كه چون تمامت أطفال را جناب زينب در يك جاى فرآهم كرده ودلدارى همى فرمود ، ناگاه زنى از طرف شرقي كربلا نمايان شد وبه گريه وفغان بيامد وسلام براند وگفت : « از شما كدام يك جناب زينب باشيد ؟ » به أو باز نمودند . سفرهء نانى ومشكى آب با خود داشت ناگاه در حضورش بگذاشت وعرض كرد : « بعد از ظهر امروز مرا به اين بيابان عبور افتاد . برادرت را تنها يافتم . به حضور مباركش شتافتم وعرض كردم : كاش زنان را جهاد جايز بودى تا جان خويش را فداى تو كردم . » فرمود : « تو را به كارى دلالت كنم كه ثوابش بيشتر از جهاد باشد . دانسته باش من امروز به دست اين قوم شهيد مىشوم وعيال وأطفال من از آن پس كه خيام را بخواهند سوخت ، دستگير اين جماعت خواهند شد ، با لب تشنه وشكم گرسنه . اگر بتوانى امشب طعامي وآبى به ايشان برسان واز خداوند جهان ورسول -