تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥
المفيد ، الإرشاد ، 2 / 117 - عنه : المجلسي ، البحار ، 45 / 61 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 306 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 370 - 371 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 436 - 437 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 378 - 379 ، 380 ، القزويني ، تظلّم الزّهراء ، / 223 ؛ مثله الطّبرسي ، إعلام الورى ، / 245 - 246 وسلب الحسين حتّى سراويله ، وترك مجرّدا ، ومال النّاس على الإبل والمتاع ، فانتهبوه وانتهبوا نساءه ، فإن كانت المرأة لتنازع ثوبها عن ظهرها حتّى تغلب عليه ، فيذهب به ، حتّى جاء عمر بن سعد ، فقال : « لا يدخلنّ بيت هؤلاء النّسوة أحد ، ولا يعرضنّ لهذا الغلام المريض » . يعني عليّ بن الحسين ، وكان مريضا . « 1 » أبو علي مسكويه ، تجارب الأمم ، 2 / 73
هامش
- كه دارد ، أو را بس است . » پس پيوسته آن‌جا بودم تا آنان را از أو دور كردم . عمر بن سعد به در خيمه‌ها آمد . زنان در روى أو فرياد زدند وگريستند . پس عمر بن سعد به همراهانش فرياد زد : « هيچ كس داخل خيمهء اين زن‌ها نشود وكسى متعرض اين كودك بيمار نشود . » پس زنان از أو درخواست كردند آنچه از آنان ربوده‌اند ، به آنان بازگردانند تا بدان‌ها خود را بپوشانند . عمر فرياد زد : « هركس چيزى از زنان برده [ است ] ، بدان‌ها بازگرداند . » وبه خدا هيچ‌كس چيزى پس نياورد و ( كسى به سخنان أو گوش نداد ) . پس گروهى را به خيمه‌ها وسراپردهء زنان وعلي بن الحسين عليه السّلام به پاسدارى واداشت وگفت : « ايشان را نگهبانى كنيد كه كسى از ايشان بيرون نرود وكسى به آنان آزارى نرساند . » رسولي محلاتى ، ترجمهء ارشاد ، 2 / 117 ( 1 ) - ولشگر قصد خيمهء زنان كردند . هرچه ديدند ، به غارت بردند . عمر سعد لعين به در خيمه راند . كنيزكان وعورات فرياد برآوردند وسوار وپياده چندان بر ايشان موكل كرد وگفت كه آنچه از زنان گرفته‌اند ، باز دهند . هيچ كس باز نداد . چون لشگر به امام زين العابدين رسيد ، قصد قتل أو كردند . حميد گويد : من مانع شدم . عمر سعد گفت : « مردى بايد از ايشان كه بر سر زنان أهل بيت قيم باشد . آن كودك را مكشيد كه تا با زنان باشد . » عورات از خيمه‌ها به خدمت امام زين العابدين جمع شدند وهرچه ايشان را بود ، أهل كوفه غارت كردند . عماد الدين الطّبرى ، كامل بهائى ، 2 / 286 - 287