هامش
- وقت بگوييم كه بعد از حضرت زينب ، حضرت امّ كلثوم وبعد از امّ كلثوم ، محسن شش ماهه سقط شد ، بعيد است ؛ چه اين مدت كافى نخواهد بود .
ونيز با آن خبر كه حضرت فاطمه سلام اللّه عليها در حال وفات وصيت فرمود كه : « از أموال من آنچه سهم من است ، به امّ كلثوم دهيد ! »
واز زينب نامى مذكور نيست . نيز بعيد است كه اين ، يك طفل صغيره بىبهره بماند .
وهم از آن خبر كه در بحار الأنوار تحت شهادت حضرت أمير المؤمنين از امام زين العابدين عليه السّلام مسطور است كه : لبابه برفراز سر آن حضرت وامّ كلثوم در كنار هر دو پاى مباركش نشسته بودند وچون به خويش آمد وبه هر دو نظر فرمود ، معلوم شد كه امّ كلثوم همان زينب ولبابه نام دختر ديگر آن حضرت است واگر دختر آن حضرت بوده ، ممكن است از زوجات ديگر ولبابه نيز از جمله ازدواج آن حضرت باشد ؛ چنان كه به اين خبر در جاى خود أشارت رود ( 1 ) .
وهم از خبر صاحب عمدة الطالب كه تحت بيان شهادت حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام در بعضي مقامات زينب را طرف پارهاى مكالمات مىگرداند ودر ديگر كتب از امّ كلثوم نام مىبرند ، مشهود مىآيد كه زينب همان امّ كلثوم است ونيز از أغلب اخبار وحكايات ومكالمات كه همه بر رياست وبزرگترى حضرت زينب دلالت مىنمايد ، وبعد از آن در پارهاى موارد بعضي كلمات وحكايات وخطب مباركه ومخاطبات را به امّ كلثوم نسبت مىدهند ، با رياست وبزرگترى زينب خاتون مخالف خواهد بود . چنان كه به خواست خدا طي اين كتاب أشارت خواهد يافت ، چنان مكشوف مىافتد كه امّ كلثوم همان جناب زينب خاتون است .
گاهى آن حضرت را به نام وگاهى به كنيت مىخواندهاند .
چنان كه مثلا دربارهء أئمة أطهار صلوات اللّه عليهم نيز به اين شيمت رفتهاند وگاهى در مورد حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام يا علي وگاهى يا أبا الحسن وگاهى يا أبا تراب عرض مىكردهاند ويا حسن ويا ابا محمّد ويا حسين ويا أبا عبد اللّه وكذلك غير ذلك عرض كردهاند . واز اين رو است كه در پارهاى كتب ؛ گاهى فلان حكايت يا فلان خطبه را به نام زينب نسبت دادهاند وگاهى همان را به عينها به نام امّ كلثوم نگاشتهاند وآنوقت پارهاى گمان كردهاند كه ايشان دو تن هستند ودر عجب رفتهاند كه اين اختلاف روايت در روايتي معين از چيست .
ونيز ممكن است كه اگر در حالت مصيبت وسوگوارى خطاب به نام وكنيتي جدا شده باشد ، ارادهء يك تن را كرده باشند وبراي اظهار عجب يا عظمت مصيبت ، يك تن را گاهى به نام وگاهى به كنيت بخوانند ، مثل اين كه در مقام استغاثه واستعانت گويند : « اى على ! اى أبو الحسن ! اى أبو تراب ! اى أمير المؤمنين ! يا :
اى محمّد ! اى رسول اللّه ! اى خير الأنام ! يا : اى اللّه ! اى رحمان ! اى رحيم ! اى كريم ! اى خالق ! اى قادر ! فرياد ما بجوى وبر ما رحمت فرست وما را درياب . »
يا در مقام ترحم وندبه گويند : « اى صبيّه ! اى سكينه ! اى امّ فلان ! بيا حالت پدر وبرادر را بنگر وروزگار آشفتهء خود را نظاره كن . »
واز اين جمله ، أسامي ، كنى ، ألقاب وأوصاف جز يك مخاطب ومخاطبه را منظور نخواهند داشت ، اما -