تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
هامش
- عليا مخدره زينب در اين خصيصه با أئمة هدى شركت داشته وهم‌چنين در نشو ونما از اين جهت با آن صغر سن از جدش وپدرش ومادرش وامّ أيمن احاديثى نقل مىكند ، به‌ويژه خطبه فدكيه . اگر نشوى ونماى أو همانند ديگران بود ، طفل چهار يا پنج سأله هرگز نمىتواند حامل اين أحاديث بشود كه در محل خود بيايد . ودر ترجمه زينب كبرى گويد : تربيت از مهم‌ترين أمور پرورش أطفال است كه اگر هدف پدر ومادر براي أولاد تهذيب نفس وتزكيهء اخلاق باشد ، ناگزير بايد از خردسالى أو را به تربيت صحيح نشوونما دهند واوّل چيزى كه در تربيت مورد نياز وتوجه مخصوص است ، مربى كامل وعالم عامل وتدريس است . صفحات تاريخ ملل راقيهء عالم به ما نشان مىدهد كه آن‌ها بيش از هرچيز متوجه تهيه وحفظ ونگهبانى مربيان كامل عالم عامل مىباشند تا پرورش‌يافتگان مكتب آن‌ها خود مربيان ارجمند جهان بعد بوده باشند . عليامخدره حضرت زينب عليها السّلام مصداق واقعي اين حقيقت بوده وأو در حصن حصين نبوت وخاندان با رفعت ولايت وامامت تربيت‌يافته واز پستان عصمت وطهارت حضرت صديقهء طاهره تغذيه كرده واز لبان وحى علم آموخته ودر دامان كرامت پرورش يافته واز تربيت خمسهء طيبة أدب گرفته ونشوونماى قدسيهء ملكوتي وتربيت روحاني آسمانى يافته ولباس جلال وعظمت وعفاف وعصمت وطهارت پوشيده وبه آداب وسنن ديني آسمانى مؤدب گشته است .زن واين همه علم وفضل وكمال * زن واين همه فرجاه جلال به عالم اگر بود اين‌گونه زن * به مردان بودى جنس زن ، طعنه‌زناثر طبع امام جمعه كاشمرسپهر عصمت عفت مه برج حيا زينب * يگانه‌دخت زهرا بنت شاه أوليا زينب امامت گر بدى لايق زنان را فاش مىگفتم * كه بر خلق دو عالم مقتدا ورهنما زينب چه مريم مىنمودى مائده از آسمان نازل * مرخص گر نمودى فضه را بهر دعا زينب نبي سطوت على صولت حسن خلق وحسين فطرت * شبيه مادرش زهرا بدى سر تا به پا زينب بلا گر مايهء قرب الهى گشت بر پاكان * نبودى هيچ‌كس آن‌سان كه گشتى مبتلا زينب فغان وآه زان ساعت كه با خيل أسيران شد * به كوفه وارد از جور جفاى اشقيا زينب چه ديد آن ازدحام قيل‌وقال مردم كوفه * به گفتا اسكتوا با فرقهء شوم دغا زينب نفس‌ها حبس شد در سينه‌ها أجراس ساكت شد * تكلم كرد چون بابش على مرتضى زينب به ناگه صوت قرآن خواندنى آمد به گوش وى * سر از محمل برون كرد از صداى آشنا زينب سر پرخون شه را ديد بر نى قارى قرآن * مخاطب كرد آن سر را به چشم پربكا زينب الا اى ماه نو كاندر سر نى جلوه‌گر باشى * تو ناكرده غروب افتاده در رنج وعنا زينب شريك اندر مصائب بودم از اوّل تو را جانا * به همراه تو بودى ز ابتدأ تا انتها زينب روا نبود كه باشد ريشت از خون سرت رنگين * چرا با تو از اين محنت نسازد اقتدا زينب -