ولم أر ظالم حوله الماء قبله * ولم يرو منه وهو ذو مهجة تغلي
وما خطبه إلّا الوفاء وقل ما * ترى هكذا خلا وفيّا مع الخلّ
يمينا بيمناك القطيعة والّتي * تسمّى شمالا وهي جامعة الشّمل
بصبرك دون ابن النّبيّ بكربلا * على الهول أمر لا يحيط به عقلي
ووافاك لا يدري أفقدك راعه * أم العرش غالته المقادير بالثّلّ
أخي كنت لي درعا ونصلا كلاهما * فقدت فلا درعي لديّ ولا نصلي « 1 » « 2 »
هامش
( 1 ) - للشّيخ محسن أبو الحبّ الحائريّ رحمه اللّه .
( 2 ) - در روز هفتم محرم ، دشمن ، كاروان حسينى را محاصره كرد واز دسترسى آنان به آب جلوگيرى به عمل آورد . بعد از اندى ، ذخيرهء آب آنان تمام شد وهريك از آنها از تشنگى به خود مىپيچيد ودر آن صحراى سوزان ، جگرشان همچون مشك خشكيده شد ( 1 ) ، وهركس هم كه عزم آوردن آب مىكرد ، شمشيرهاى آخته ونيزههاى سپندآسا در انتظارش صفآرايى كرده بودند ؛ اما با اين وجود ، ساقى كربلا ، قمر بني هاشم عليه السّلام هرآن حاضر بود كه جان را سپر بلا سازد ، وآب را به قيمت ريختن خون شريفش براي تشنگان فرآهم آورد .
در آن هنگام ، سيد الشهدا ( سلام اللّه عليه ) نگاهى به عباس عليه السّلام نمود وبا آن نگاه ، تمام كتاب وجودش را فراخواند : حضرت بدو مأموريت بخشيد كه براي آن دلسوختگان - به خصوص أطفال حرم - آب فرآهم آورد واز شكنجها وخونريزيهاى راه نهراسد . أبو الفضل عليه السّلام از شادى پروبال گرفت وبا سى سواره وبيست پياده وبيست مشك آب ، در حالي كه نافع بن هلال در مقابلشان در حركت بود ، بدون اينكه هيچ توجهى به آن سپاه جرار كنند عازم شريعهء فرات شدند .
نافع پرچم به دست به جلو مىتاخت كه عمرو بن حجاج ، سردستهء مأموران حفظ آب ، فرياد برآورد :
« تو كيستى وچرا اينجا آمدهاى . »
نافع گفت : « آمدهايم تا از اين آب كه شما ما را از آن بازداشتهايد ، بياشاميم . »
عمرو گفت : « بياشام . گوارايت باشد . »
نافع اظهار داشت : « نه ! به خدا قسم قطرهاى از آن نمىنوشم ، در حالي كه حسين عليه السّلام وخاندان واصحابش در مقابل چشمان تو در تشنگى بهسر مىبرند . »
عمرو گفت : « راهى براي سيراب ساختن آنان وجود ندارد وما را اينجا گماشتهاند تا از رسيدن آب به آنان جلوگيرى كنيم . »
اما نافع به أو توجهى نكرد وبه همراهانش فرياد برآورد : « مشكهايتان را پر آب سازيد . »
پس جمعى مشكها را از آب لبريز ساختند وجمعى ديگر با دشمن نبرد كردند ؛ در حالي كه حامى آن پيكارگران ، قمر بني هاشم عليه السّلام بود كه شرزه شير مىدريد وصولت حيدر كرّار ( سلام اللّه عليه ) را در نظر مجسّم -