تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 879

مساهمون:

ص٨٧٩
هامش
عبد الرحمان رفت ومؤيد با أو در مقام مقاتله آمده ومقتول گشت . إبراهيم به محلات كوفه گشته شيعه را ندا مىكرد ومردم از منازل خود بيرون آمده در ظل رايت فتح آيت أو مجتمع گشتند . چون مطاوعان ابن‌مطيع شعار شيعه را شنيدند ، دانستند كه مختار خروج كرده است . بعد از تحقيق وتفتيش به دارالاماره رفتند وبه عرض ابن‌مطيع رسانيدند كه مختار تهيج فتنه نموده وبا جمعى كثير در سراى خود ايستاده است وإبراهيم را به محل‌هاى كوفه فرستاد تا لشگر جمع نمايد . حالا صلاح در آن است كه طائفه را به ضبط محلات تعيين نموده ، مردم با جرأت وجلادت را به دفع مختار نامزد كنى وخود بر در قصر توقف كنى تا روز شود . عبداللَّه‌بن مطيع به صواب‌ديد أهل تجربه عمل كرد . در آن شب قريب بيست هزار كس به خدمت أو مبادرت نمودند واز گردان صف شكن ودليران شيرافكن طايفه كه گمان مىبردند كه ميان شب زفاف وروز مصاف مساواة است ، به حرب مختار فرستادند . در اثناى اين‌حال أصحاب إبراهيم با أو گفتند : « اگر رخصت فرمايى به دار الاماره رويم ودل از كار ابن‌مطيع فارغ گردانيم . » إبراهيم گفت : « ما را نخست به در سراى مختار بايد رفت تا ببينيم أو در چه كار است . » چون إبراهيم قريب به منزل مختار رسيد ديد كه مخالفان گرم مقاتله‌اند ونايرهء حميت أو التهاب يافته . شمشير بركشيد ، از عقب ايشان حمله كرد وآن جماعت را منهزم ومتفرق گردانيد . آن شب شبى بود در غايت مهابت وتا روز چند موضع محاربات قوى از قوت به فعل آمده بود . بعد از طلوع صبح مختار معلوم كرد كه مردم بسيار در محاربت‌او با ابن‌مطيع اتفاق‌نموده‌اند ، آن‌گاه خودرا از شهر بيرون‌انداخته ودر نواحي دير هند لشگرگاه ساخت . أبو مخنف گويد كه از حميد بن‌مسلم ونعمان‌بن ابىالجعد مروى است كه مختار در آن صباح قوم را امامت كرده ؛ در ركعت أول سورهء والنازعات ودر ركعت ثانيه عبس را به لهجه قرائت كرد كه از هيچ أميري كه امام خود بوده باشد ، مثل آن نشنيده بودم . بعد از اداى فريضة عرض لشگر كرد ، از جمله دوازده هزار كس كه با أو پيمان بسته بودند ، بيش از سه‌هزار وسىصد كس به معسكر نديد كه حاضر گشته باشند . مختار از بىوفايى أهل كوفه متعجب شده ، پشت دست به دندان گزيده وانديشناك شد . چون عبداللَّه‌بن مطيع آگاهى يافت كه مختار در كجاست ، أفواج حشم را مرتب گردانيده ، هر فوجى را به أميري سپرده واز عقب هم به جنگ أو فرستاد . مفصل اين مجمل آن كه شبث‌بن‌ربعى را با چهار هزار كس ، راشد بن اياس مضارب را با سه‌هزار كس ، حجاربن‌ابجر را با سه‌هزار نفر ، غضاب‌بن‌فعثرى را با سه‌هزار مرد ، شمرذىالجوشن را با سه‌هزار كس ، عكرمه‌بن‌ربعى وشداد بن‌منذر وعبدالرحمان‌سويد را با سه‌هزار كس ، به‌حرب مختار فرستاد . ودر آن‌حين شخصي از بنىحنيفه با مختار گفت : « طبقات حشم عازم محاربهء تو گشته ، ودل بر مرگ نهاده‌اند . » مختار گفت : « اى برادر ! خداى تعالى كسر شوكت ايشان كرده ، آن جماعت را منهزم گرداند وچون تلاقى
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 879 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية