أبو الفرج ، مقاتل الطّالبيّين ، / 247 - 248 / عنه : ابن أبي الحديد ، شرح نهج البلاغة ، 3 / 308 - 309
هامش
- إبراهيم متوارى بود ، مدتي در خانهء من بود ومن روزها از خانهء خود بيرون مىرفتم وأو را تنها مىگذاشتم . روزى به من گفت : « تو كه بيرون مىروى ، دلم مىگيرد ( واز تنهايى حوصلهام تنگ مىشود ) . برخى از كتابهاى خود را پيش من بنه تا سرگرم باشم . »
من قسمتى از كتابهاى شعرا را نزد أو آوردم وأو از ميان آنها هفتاد قصيدة را انتخاب كرد كه من نامش را اختيار الشعرا گذاشتم ودنبالهاش را به پايان رساندم .
چون إبراهيم خروج كرد ، من نيز به همراه أو حركت كردم وچون به « مِربد » رسيد ، بر درِ خانهء سليمان ابن علي ايستاد وآبى طلبيد . قدرى آب برايش آوردند ونوشيد . در اين وقت چند كودك از آن خانه بيرون آمدند . إبراهيم آنها را در آغوش گرفت وگفت : « به خدا اينها از ما هستند وما از اينها هستيم . اينان خاندان ما وگوشت تن ما واز ما هستند ، ولى پدرانشان بر ما ستم كردند وحقوق ما را گرفتند وخون ما را ريختند . »
آنگاه به اشعار زير تمثل جست :مهلًا بني عمِّنا ظلامتنا * إنّ بنا سورةً من الغلق
لمثلكم نحمل السُّيوف ولا * تغمز أحسابنا من الرَّقق
إنِّي لأنمى إذا انتميت إلى * عِزّ عزيز ومعشر صدق
بيض سباط كأنّ أعينهم * تكحل يوم الهياج بالعلقاى عموزادگان ما ! از ستم ما دست برداريد كه ما خود دچار ناراحتى تشويشخاطر هستيم .
شمشيرها را براي همچون شمايى آوردهايم وما در حسب هيچگونه مورد ملامت نباشيم .
هرگاه نامى به ميان آيد ، نسب من به مردانى شوكتمند وگروهى راستگو مىرسد .
مردان سفيدروى ميانهبالاى كه در هنگام جنگ گويا ( از شدت خشم ) در چشمانشان سرمهء خون كشيده شده است .
من گفتم : « به راستى كه اشعار نيكو وزندهاى است . گويندهاش كيست ؟ »
پاسخ داد : « اينها اشعارى است كه ضرار بن خطاب فهرى در آن هنگامى كه ( در جنگ خندق ) از خندق گذشت تا به جنگ رسول خدا صلى الله عليه وآله بيايد ، آنها را گفت وعلي بن أبي طالب نيز در جنگ صفين به آنها تمثل جست . همچنين حسين عليه السلام در روز عاشورا وزيد بن علي در روز سَبخه 1 ( روزى كه كشته شد ) ويحيى بن زيد در روز جوزجان 2 به آن تمثل جستند وامروز نيز ما به آنها تمثل جوييم . »
من كه اين سخنان را شنيدم ، تمثل أو را به اشعار مزبور كه هركه به آنها تمثل جسته ، به قتل رسيده است ، به فال بد گرفتم .
1 . موضعي در بصره است .
2 . نام جايى است كه يحيى بن زيد در آنجا به قتل رسيد .
رسولي محلاتى ، ترجمهء مقاتل الطالبيين ، / 344 - 345