قال الجزريّ وابن الصّبّاغ المالكيّ : إنّ يزيد سير مع أهل بيت النّبوّة رجلًا أميناً من أهل الشّام ، وأوصاه بهم ومعه خيل يسير بهم إلى المدينة .
وفي أخبار الدّول : إنّه [ أرسل ] النّعمان بن بشير مع ثلاثين رجلًا . « 1 »
القمي ، نفس المهموم ، / 470
ومنها إلى المدينة وطن جدّهم عليه وعليهم السّلام .
السّماوي ، إبصار العين ، / 14
وقال يوماً لعليّ بن الحسين : إن شئت أقمت عندنا فبررناك ، وإن شئت رددناك إلى المدينة . فقال عليه السلام : لا أريد إلّاالمدينة ، فردّه إليها مع أهله .
المازندراني ، معالي السّبطين 2 / 175
هامش
( 1 ) - ويزيد وسايل سفر آنها را آماده كرد وآنها را بهمدينه فرستاد .
كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 216
بدان كه چون يزيد به دختران رسول وذريهء طاهره اجازه داد بر حسين نوحهگرى كنند وماتم برپا كنند وبه علي بن الحسين وعده داد كه سه حاجت از أو برآورد ، به گفتهاى تا هشت روز عزادارى كردند وروز هشتم يزيد آنها را خواست وبه آنها پيشنهاد كرد كه در دمشق بمانند وآنها نپذيرفتند وگفتند : « ما را به محل هجرت جدمان مدينه روانه كن . »
يزيد ، نعمان بن بشير ، يكى از أصحاب رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را خواست وبه أو دستور داد كه : « زنهاى حرم را آمادهء سفر كن وهرچه مىخواهند تهيه ببين وبا آنها مردى از أهل شام كه امين ودرستكار باشد ، گسيل كن ولشكر وخدمتكارى هم با آنها بفرست . »
سپس جامه وبخشش به آنها داد وارزاق ونان سفره براي آنها مقرر كرد .
كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 222
جزرى وابن صباغ مالكي گفتهاند : « يزيد مردى امين از أهل شام با أهل بيت فرستاد وسفارش آنها را كرد وسوارانى هم با خود داشت تا آنها را به مدينه رسانيد . »
در اخبار الدول است كه غافلهسالار آنها نعمان بن بشير بود وسى هزار مرد همراهش بود .
كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 225
در روز هشتم ايشانرا طلبيد ، نوازش وعذرخواهى كرد وتكليف ماندن شام كرد . چون قبول نكردند ، محملهاى مزين براي ايشان ترتيب داد وأموال براي خرج ايشان حاضر كرد وگفت : « اينها عوض آنچه به شما واقع شد . »
جناب امّ كلثوم سلاماللَّه عليها فرمود : « اى يزيد پليد ! چه بسيار كمحيايى . برادران واهلبيت مرا كشتهاى كه جميع دنيا برابر يك موى ايشان نمىشود ومىگويى كه اينها عوض آنچه من كردهام ! »
قمى ، منتهى الآمال ، / 523