تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
هامش
- حضرت مشاركت نجست ؛ جز آن‌كه بلايى در جان وخانمانش فرود گشت . » پيرى فرتوت از ميانهء آن جماعت گفت : « سوگند به خداى در قتل أو حاضر ومعين بودم . وتاكنون هيچ امرى مكروه نديده‌ام وبه ناگوارى دچار نيفتاده‌ام . » مردمان از سخنش در خشم شدند ودر اين‌حال چراغ را فروغ كاستن گرفت . از نفت روشن بود وآن شيخ به اصلاح چراغ برخاست . در ساعت شعله در انگشتانش فروزان شد وآن پير بر آن فروز دميدن گرفت تا مگر خاموش دارد . آتش از انگشتش به ريشش درافتاد وآن فرتوت بىهوشانه ومبهوت بيرون تاخت وبه سوى آب شتاب گرفت وخويشتن را در نهرى فرو افكند . آتش برفراز سرش زبانه همى آورد وچون سر از آب بركشيدى ، در رويش درافتادى ؛ چندان كه از آتش اين جهان به آتش آن جهان شتابان گرديد . راقم حروف گويد : چنان مىنمايد كه اين دو حكايت يكى باشد ودر تغيير عبارت شبهتى رفته باشد . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 356 - 357 عبداللَّه الدامغاني روايت مىكند كه شبى در « سوق العروس » از شهادت امام حسين عليه السلام سخن به ميان آمد . يكى گفت : « از قاتلين آن حضرت كسى باقي نماند . » مردى حاضر بود . گفت : « من يكى از ايشانم وبه هيچ رنجى والمى مبتلا نشدم . » آن‌گاه خواست كه با انگشت فتيلهء چراغ را اصلاح كند ، آتش در دست أو افتاد . فرياد برداشت ، آتش زيادتى كرد وخود را در فرات افكند . چون سر از آب برمىآورد ، آتش أو را مىگرفت وچون سر در آب فرو مىبرد ، آتش در بالاى سر أو مىايستاد تا به دوزخ واصل شد . بيرجندى ، كبريت احمر ، / 239 - 240
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 575 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية