تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
هامش
- بود . عرض كردند : « از چيست كه با اين جماعت بنى عم آن چند مايل باشى وبا فرزندان جعفر چنان نباشى ؟ » فرمود : « از اين‌كه به يادمى آورم روزگار ايشان را با أبو عبداللَّه الحسين بن علي عليه السلام وبر حالت ايشان رقت مىگيرم . » در « بحار الأنوار » مسطور است كه به آن حضرت عرض كردند : « تو در تمام روزگار به گريستن باشى اگر نفس تو مقتول گرديده بود ؛ ودر معرض تباهى درافتاده بود ، بر اين گريستن افزون نتوانستى . » فقال : نفسي قتلتها وعليها أبكي . كنايت از اين‌كه بر جان وجانان خود كه مقتول شدند ، مىگريم يا اين‌كه نفس خويش را كشته‌ام وبر آن مىگريم . يعنى بر نفس خود مىگريم كه مبادا به سركشى وطغيان برآيد ونيز در « بحار الأنوار » مسطور است كه يكى از موالى علي بن الحسين عليهما السلام بر آن حضرت مشرف گرديد ؛ گاهى كه آن جناب در سقيفة ، يعنى در صفه سرپوشيده كه به آن حضرت مخصوص بود ، سر به سجده داشت ومىگريست . عرض كردند : « يا علي بن الحسين ! آيا براي گريستن تو پايانى نيست ؟ » فرمود : « واي بر تو ! » وبه روايتي فرمود : « مادرت به عزايت بنشيند . » أما واللَّه لقد شكى يعقوب إلى ربِّه في أقلّ ممّا رأيت حين قال : يا أسفى على يوسف وإنّه فقدَ إبناً واحداً وأنا رأيتُ أبي وجماعة من أهل بيتي يُذبّحون حولي .يك پسر گم كرد يعقوب از فراقش كور شد * چون ننالم من كه يك عالم پدر گم كرده‌ام( 1 - 1 ) [ اين مطلب را سپهر در احوالات حضرت زهرا سلام اللَّه عليها ، / 139 - 140 تكرار كرده است ] . 2 . هجران : دور بودن . 3 . مويه : گريه با نوحه ، ناله وزارى . 4 . چون با رنج ومصيبت انس گرفتم ، برخورد با آن را براي خود عادت وشأن قرار دادم ومرا خوبى عزا ومصيبت به سوى بردبارى وتحمل رام وهموار كرد . بدون توجه والتفات ياس ونوميدى از مردم مرا به لطف وعنايت خاص الهى مطمئن ودلگرم گردانيد . 5 . واصف : بيان‌كننده وصف وخصوصيت . 6 . بلوى : آزمايش ، سختى ، دريافت وكشف چيزى . 7 . شديد الجزع والشكوى : بىتابى وشكايت أو سخت وناگوار بود . 8 . اى افسوس وحسرت بر يوسف . يوسف آية 84 . 9 . غدت : گرديد . 10 . سود ( جمع اسود ) : سياه . 11 . نادى : مجلس . -