هامش
- نگاهبانان ايشان به زبان رومى گفتند : « اين جماعت را نگران باشيد كه هراسناك مىباشند تا مبادا اين طاق فرود آيد وهمگان را هلاك كند وندانند كه فردا ايشان را از اين مكان بيرون برند وگردن زنند . »
قال عليّ بن الحسين : لم يكن أحد يحسن الرّطانة غيري .
سيّد سجاد عليه السّلام كلمات ايشان را اصغا فرمود ومعنى آن بدانست وگفت : « هيچكس از من نيكوتر زبان رومى را نداند . »
« بأبي أنت وأمّي » هيچكس از تو زبان وحش وطير وجن وانس را نيكوتر نداند .
( 1 ) . راطن : به زبان رومى سخن گفت .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 155 - 156
چنانكه علامهء مجلسي در بحار الأنوار از كتاب بصائر الدرجات روايت مىنمايد كه حلبى گفت : از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام شنيدم ، فرمود : چون علي بن الحسين عليه السّلام را با أهل بيت به فرمان يزيد بن معاوية لعنة اللّه عليه درآوردند ، ايشان را در بيتي جاى كردند . پس بعضي ايشان با بعضي گفتند : « همانا ما را در اين بيت درآوردند تا بر سر ما فرود گردد وتباه گرداند . »
اين هنگام آنانكه به حراست وپاسبانى مأمور بودند ، چون اين سخن بشنيدند ، به زبان رومى گفتند :
« نظر به اين جماعت بيفكنيد كه بيم همى دارند كه اين خانه بر ايشان فرود آيد . حال اينكه بامدادان ايشان را بيرون مىبرند ومىكشند . »
علي بن الحسين عليهما السّلام مىفرمايد : « در ميان ما هيچكس نبود كه رطانه را نيك بداند ، مگر من . »
ورطانه نزد أهل مدينه به معنى زبان رومى است واز اين حديث باز نموده آيد كه ايشان مجلس ديگر با يزيد ملاقاة كرده باشند ؛ چه ايشان گاهى كه با يزيد درآمدند ، به جمله مقيد ومغلول بودند وچون بيرون آمدند ، غل وقيد از ايشان برداشته بودند واز بند وقيد رها بودند ودر حق اين نوع مردم گمان قتل نمىرود تا حارسان بدانگونه تكلم كنند وبه قتل ايشان يقين داشته باشند ؛ بلكه اين وقت ظن غالب وگمان روشن بر سلامتى وخلاص ايشان مىرفت . از يك سوى ديگر ، چون قائل به اين مطلب وناقل اين حديث شريك وموافق ندارم ، وهم در بصاير الدرجات چنانكه در رياض الأحزان متعرض اين حديث واين تحقيق است ، حديثي برخلاف اين يك وارد است ، دلالت مىنمايد كه برخلاف مدلول اين يك مىباشد ، چنانكه در كتاب اسرار الشهادة از بصائر الدرجات سند به حضرت علي بن الحسين عليهما السّلام مىرسد كه فرمود : « لمّا حملنا إلى الشّام ، فدفعنا إلى السّجن ، فقال أصحابي : ما أحسن بنيان هذا الجدار . فتراطن أهل الرّوم والعراق بينهم ، فقالوا : ما في هؤلاء صاحب دم إن كان إلّا ذلك يعنوني » .
وبه روايت صاحب بحار الأنوار از داود بن نوفل ، وقتي در خدمت امام جعفر صادق سخن از قتل امام حسين وحمل پسرش علي بن الحسين سلام اللّه عليهما شد ، فرمود : « چون آن حضرت وارد سجن وزندان شد ، پارهاى از آن كسان با بعضي ديگر همى گفتند : چه نيكوست ، بنيان اين ديوار ! » وبر آن ديوار كتابتي به خط رومى بود وعلي بن الحسين عليهما السّلام آن خط را قرائت فرمود . پس آن جماعت در ميان خود به زبان رومى گفتند : « ما في هؤلاء من هو أولى بدم المقتول من هذا ، يعنون عليّ بن الحسين عليهما السّلام » ؛ يعنى : « در اين جماعت هيچكس نيست كه به خونخواهى اين مقتول ، يعنى به وراثت أو از اين شخص سزاوارتر باشد ! » و -