ابن طاووس ، اللّهوف ، / 188 - عنه : محمّد بن أبي طالب ، تسلية المجالس ، 2 / 396 - 397 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 5 / 119 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 515 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 453 ؛ المازندراني ، معالي السّبطين ، 2 / 166 ؛ الزّنجاني ، وسيلة الدّارين ، / 395
قال ابن عساكر : ومسجده بدمشق معروف ، وهو الّذي يقال له مشهد عليّ بجامع دمشق . « 1 »
الدّميري ، حياة الحيوان ، 1 / 204 - مثله الأمين ، أعيان الشّيعة ، 1 / 617
هامش
- كرد . سپس دستور داد آنان را در منزلي جا دادند كه نه از گرما نگاهشان مىداشت ونه از سرما .
آنجا بودند تا آنكه صورتهايشان پوست انداخت ودر تمام مدتي كه در اين شهر بودند ، كارشان نوحهسرايى بر حسين بود .
فهرى ، ترجمهء لهوف ، / 188
( 1 ) - پس آن ملعون امر كرد وأهل بيت رسالت را به زندان بردند .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 739
ابن بابويه روايت كرده است :
يزيد ، حضرت امام زين العابدين عليه السّلام را با مخدرات مطهرات در موضعي حبس كرد كه ايشان را از گرما وسرما محفوظ نگه نمىداشت . تا آنكه روهاى منور ايشان پوست انداخت .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 748
در بصاير از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده است :
چون حضرت علي بن الحسين عليه السّلام را نزد يزيد پليد بردند وايشان را در خانهء خرابى حبس كردند ، بعضي از أهل بيت گفتند : « ما را براي اين ، در اين خانه حبس كردهاند كه خانه بر سر ما فرود آيد . »
غلامانى كه بر ايشان موكل بودند به زبان رومى با يكديگر گفتند : « ايشان مىترسند كه خانه بر سر ايشان فرود آيد ونمىدانند كه فردا ايشان را خواهند كشت . »
آنها گمان مىداشتند كه زبان ايشان را نمىفهمند . چون امام زين العابدين عليه السّلام جميع لغتها را مىدانست ، فرمود : « خدا نخواهد گذاشت . »
چون روز ديگر شد ، ايشان را از حبس رها كردند .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 748
در اين وقت ، يزيد فرمان كرد تا علي بن الحسين وأهل بيت را در مكاني خراب جا دادند كه نه دافع گرما بود ونه حافظ سرما ؛ چنانكه چهرهء مباركشان از سورت حر وقر پوست فرو گذاشت 1 .
( 1 ) . حر : گرما . قر : سرما . فرو گذاشت : ريخت ، انداخت .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 149
به روايت أبى عبد اللّه : چون يزيد أهل بيت را رخصت مراجعت داد ، فرمان كرد تا ايشان را به اتفاق سيد سجاد عليه السّلام از مجلس بيرون برده ودر خانهاى ويرانه در زير طاق شكستهاى جا دادند .
فقال بعضهم : إنّما جعلنا في هذا البيت ليقع علينا فيقتلنا ، فراطن 1 الحرّس ، فقال : انظروا إلى هؤلاء يخافون عليهم البيت وإنّما يخرجون غدا فيقتلون .
يك تن از أهل بيت با ديگرى گفت : « ما را در زير اين طاق شكسته جاى دادند تا مگر اين طاق بر سر ما فرود آيد وما هلاك شويم . »