تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
« وقيل » : أمر بهم إلى منزل لا يكنّهم من حرّ ولا برد ، فأقاموا فيه حتّى تقشّرت وجوههم « وكانوا » مدّة مقامهم بالشّام ينوحون على الحسين عليه السّلام . الأمين ، لواعج الأشجان ، / 232 - 233 وأنّهم في أي واد يعمهون ، فلم ير يزيد مناصا إلّا أن يخرج الحرم من المجلس إلى خربة ، لا تكنّهم من حرّ ولا برد . المقرّم ، مقتل الحسين عليه السّلام ، / 465 قالوا : ثمّ إنّ يزيد بن معاوية أمر ، فأنزلوا آل رسول اللّه وحرائر النّبوّة والرّسالة
هامش
- مقصود ايشان ، علي بن الحسين بود . « فمكثنا يومين ثمّ دعانا ، وأطلق عنّا الحديث » ؛ يعنى : « چون ما را به سوى شام حمل كردند ، پس از آن به زندان بردند » ؛ أصحاب من گفتند : « بنيان اين ديوار بسيار نيك وحسن است . » پس أهل روم وعراق به زبان رومى گفتند : « در ميان ايشان ، صاحب دم يعنى طالب دم مقتول نيست ؛ مگر آن كسى كه يزيد در ارادهء قتلش باشد . » وايشان مرا قصد كرده بودند وما دو روز در زندان ببوديم . آن‌گاه رها شديم . ونيز به روايت راوندى از حضرت صادق عليه السّلام مروى است كه فرمود : چون علي بن الحسين عليهما السّلام را با آنان‌كه با آن حضرت بودند ، به سوى يزيد بن معاوية بياوردند ، ايشان را در خانهء خراب كه ديوارهايش بىاستحكام شده بود ، جاى كردند . پس بعضي از ايشان گفتند : « همانا ما را در اين مكان درآوردند تا سقف بر ما فرود آيد . » پس ، از آن كسان كه از پاسبانان بر ايشان موكل بودند ، به زبان قبطي گفتند : « به اين جماعت بنگريد كه همى بيم دارند كه اين خانه بر ايشان فرود آيد وحال اين‌كه اين حالت بر ايشان اصلح از آن است كه بامدادان ايشان را از زندان بيرون برند ويك‌به‌يك را با رنج وزحمت ومشقت گردن بزنند . » « فقال عليّ بن الحسين عليهما السّلام بالقبطيّة : لا يكونان جميعا إلّا بإذن اللّه » ، علي بن الحسين به زبان قبطي فرمود : « هيچ‌يك نخواهد شد به اذن خداى ! يعنى : به اذن خداى نه سقف بر ما فرود مىگردد ونه ما را گردن خواهند زد . » معلوم باد كه اگر چند اين حديث مخالف آن حديث نخست مىنمايد ، مع ذلك در باطن بينونت ندارد . چه از اين حديث نيز بالصراحه مستفاد نمىشود كه بعد از درآمدن به مجلس يزيد ايشان را به زندان برده‌اند . ممكن است كه قبل از ظهر به مجلس يزيد درآمده باشند وآن كلمات را مجال باشد ومىشود روز دوم ورود از بامدادان به مجلس يزيد درآمده باشند ونيز ممكن است مجالس متعددة با يزيد گذرانده باشند تا گاهىكه فك اغلال 1 وقيود از ايشان شده باشد . ( 1 ) . اغلال : جمع غل ، طوقى كه به گردن مىبسته وگاهى هم دستها را با أو جمع مىكردند . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السّلام ، 2 / 180 - 182