ابن الأثير ، الكامل ، 3 / 297
ثمّ قال لعليّ بن الحسين : من أنت ؟ قال : عليّ بن الحسين . قال : أليس قتل اللّه عليّ ابن الحسين ؟ قال : كان لي أخ يسمّى عليّا قتله النّاس . قال ابن زياد : بل اللّه قتله . فقال عليّ بن الحسين :
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها .
فغضب ابن زياد وقال : وبك حراك لجوابي ، اذهبوا به فاضربوا عنقه .
هامش
- « علي بن الحسين . »
گفت : « مگر خدا ، علي بن الحسين را نكشته است ؟ »
وسكوت اختيار كرد . گفت : « چرا سخن نمىگويى ؟ »
گفت : « برادرى داشتم نام أو هم على بود كه مردم أو را كشتند ( نه خدا ) . »
گفت : « خدا أو را كشته است . »
على ( زين العابدين ) تكلم نكرد . گفت : « چرا پاسخ نمىدهى ؟ »
گفت :اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهاوما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ؛« خداوند جانها را مىگيرد هنگامىكه مرگ آنها فرا مىرسد . هيچ نفسي نمىميرد ، مگر به اذن خداوند . ( آية قرآن ) . »
گفت : « به خدا سوگند ، تو هم از آنها هستى . ( مقصود كسانىكه خداوند جان آنها را گرفته است وبايد كشته شوى ) . »
سپس رو كرد به يكى از مردان وگفت : « واي بر تو ! نگاه كن كه آيا اين ( علي بن الحسين ) بالغ شده است ؟ من گمان مىكنم أو مرد شده باشد . »
گفت ( راوي ) : « مري بن معاذ احمرى جامه را از أو كشف كرد . ديد وگفت : آرى . أو بالغ شده است . »
گفت : « أو را بكش . »
على ( زين العابدين ) گفت : « اين زنها را به كه خواهى سپرد ؟ ( مرد ومحرم وولى ندارند ) . »
زينب هم به أو آويخت وأو را در آغوش گرفت وگفت : « اى ابن زياد ! آنچه كردى ، بس باشد . آيا از خون ما سيراب نشدى وآيا كسى از ما باقي گذاشتى ؟ »
أو را در بغل تنگ كشيد وباز گفت : « من تو را به خدا سوگند مىدهم ، اگر مؤمن باشى كه اگر بخواهى أو را بكشى مرا هم با أو بكش ! »
على ( ابن الحسين ) هم به أو گفت : « اى ابن زياد ! اگر ميان تو وآنها ( زنان خانواده ) خويشى باشد ، مردى پرهيزگار همراه آنها روانه كن كه مطابق دستور اسلام با آنها رفتار ومواظبت كند . »
أو مدت يك ساعت به أو ( زينب ) نگاه كرد وگفت : « من از تأثير خويشى ورحم تعجب مىكنم . »
( ابن زياد زنازاده كه خود را برادرزادهء معاوية خوانده بود ، آن سخن را به سود خود محسوب كرد كه خود را خويش بني هاشم دانست و ) گفت : به خدا سوگند ، من گمان مىكنم أو دوست دارد كه با أو ( برادرزاده ) كشته شود ( به سبب خويشى وتأثير رحم ) . بگذاريد جوان با خانوادهء خود برود ( سرپرست آنها باشد ) . »
خليلي ، ترجمه كامل ، 5 / 194 - 195