تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
فقال رجل من أهل الإيمان : يا معشر الإسلام ! الويل لكم ، ولما يحلّ بكم ، هذا رأس ابن بنت رسول اللّه الحسين بن عليّ صلوات اللّه عليهم أجمعين ، قتل بكربلاء ، وهم سائرون به إلى يزيد . قال أبو مخنف : حدّثني من حضر ذلك اليوم : إنّه جرّد بالموصل ثلاثون ألف سيف ، وتحالفوا على قتل خولى ومن معه ، فبلغه ذلك ، فلم يدخل البلد . « 1 »
هامش
( 1 ) - صاحب روضة الأحباب كه از ثقات 1 أهل سنّت وجماعت است ، حديث مىكند كه : چون أهل بيت با موصل 2 نزديك شدند ، شمر بن ذي الجوشن حاكم موصل را مكتوب كرد كه : « ما با تشريف فتح ونصرت وسرهاى دشمنان يزيد مىرسيم . فرمان كن تا مردمان كوى وبازار اين شهر را به زيب وزينت كنند وخويشتن با بزرگان بلد ، ما را پذيره 3 كن وبا تمام حشمت 4 ، لشكريان را مهمانپذير باش . » فرمانگذار موصل چون اين بدانست ، اشراف بلد را انجمن فرمود ومكتوب شمر را باز كرد وگفت : « اگر من به صورت رضا دهم ، شما برشوريد وسر برتابيد . » گفتند : « حاشا وكلا كه ما به اين امر فظيع 5 واحدوثهء شنيع گردن نهيم وبه اين عيب وعوار 6 رضا دهيم . » اين وقت والى موصل در جواب مكتوب شمر نگاشت كه : « مردم اين شهر بيشتر از شيعيان على مرتضى ودوستداران آل عبايند . اگر به اين شهر درآييد بعيد نيست كه به طرد ومنع برخيزند وفتنه‌انگيزند . صواب آن است كه لختى دورتر از اين شهر فرود آييد وماندگى راه را بشكنيد وكوچ كنيد . » سپس علف وآذوقه از براي لشكريان روان داشت . شمر اين سخن را از در صدق دانست ودر يك فرسنگى موصل فرود آمد وسر مبارك حسين را از سنان نيزه فرود آورد وبر فراز سنگى نهاد . در خبر است 7 كه قطره خونى از آن سر مطهر بر سنگ آمد ودر هر سال روز عاشورا از آن سنگ خون تازه جوشيدن داشت ومردم در آن‌جا انجمن مىشدند وسوگوارى مىكردند . اين امر شگفت سال‌هاى دراز تقرير داشت 8 تا گاهى كه آن سنگ را برگرفتند وبه ديگر جا حمل دادند وچند كه آن سنگ در آن‌جا منصوب بود ، مشهد نقطه مىناميدند . گويند : اين آيت شگفت را در زمان مروان ناپديد كردند . مكشوف باد كه ما ورود أهل بيت را به موصل به روايت صاحب روضة الأحباب رقم كرديم . چون أبو مخنف را در تقرير اين قصه با أو بينونتى است . از تحرير روايت أو دست باز نمىداريم . ورود أهل بيت به موصل به روايت أبى مخنف : مع القصة ، قواد 9 لشكر به حاكم موصل مكتوب كردند كه : « ما با سر حسين وأهل بيت أو در مىرسيم . ما را پذيره شويد . » چون اين مكتوب را حاكم موصل قرائت كرد ، بفرمود تا شهر را به حلى وزينت بياراستند وبزرگان شهر را از هر سو طلب كردند وگفتند : « خبر چيست ؟ » -