تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
السّيّد هاشم البحراني ، مدينة المعاجز ، / 282 وقد روى أيضا عبد اللّه بن أحمد بن حنبل خبرا مسندا إلى أمّ سلمة ، قالت : ناولني رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله كفّا من تراب أحمر ، وقال : إنّ هذا من تربة الأرض الّتي يقتل بها الحسين عليه السّلام ، فمتى صار دما فاعلمي أنّه قد قتل . قالت أمّ سلمة : فوضعته في قارورة ، فأصبته يوم قتل الحسين عليه السّلام وقد صار دما . « 1 » الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 431
هامش
- چون از خواب بيدار شدم ، مدهوشانه به خانه دويدم كه ملاحظه كنم تربت حسين را كه جبرئيل از كربلا براي سيد أنبياء آورده بود وحضرت به من داد وفرمود : « هرگاه اين خون شود ، بدان كه فرزند تو حسين شهيد شده است . » من آن تربت را در شيشه كرده بودم وضبط مىكردم . چون بر سر آن شيشه رفتم وديدم كه آن تربت مقدس همه خون شده است واز سر شيشه مىجوشد ؟ » پس أم سلمة آن خون را گرفت وبر روى خود ماليد وماتم آن حضرت را داشت ونوحه وزارى مىكرد تا آن‌كه خبر رسيد كه آن حضرت در آن روز شهيد شده بود . عمرو بن ثابت گفت : من چون اين حديث را شنيدم ، به خدمت امام محمد باقر عليه السّلام رفتم وبه آن حضرت عرض كردم . فرمود : « اين حديث حق است وآن تربت الحال پيش ماست . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 769 - 770 شيخ مفيد به سند معتبر از أم سلمة روايت كرده است : « حضرت رسالت صلّى اللّه عليه واله وسلم شبى از خانه بيرون رفت وبعد از مدت طولانى مراجعت فرمود ؛ ژوليده وغبار آلوده ودر دست مباركش چيزى بود . من گفتم : « يا رسول اللّه ! اين چه حالت است كه در تو مىبينم ؟ » فرمود : « در اين وقت بردند مرا به موضعي از عراق كه آن را كربلا مىگويند ودر آن‌جا محل كشتن فرزند خود حسين را وجماعتى از فرزندان وأهل بيت مرا به من نمودند . از جاى كشتن ايشان مشت خاكى برداشته‌ام ودر دست من است . بگير واين را نگهدار . » چون گرفتم ، خاك سرخى بود . پس آن خاك را در شيشه كردم وسرش را محكم بستم وآن را محافظت كردم . چون فرزندم حسين عليه السّلام از مكة متوجه عراق شد ، هرشب وهرروز آن شيشه را بيرون مىآوردم ونظر مىكردم ومىبوييدم ودر مصيبت أو مىگريستم . چون روز دهم محرم شد ، در أول روز كه به آن شيشه نظر كردم ، ديدم كه شيشه پر از خون شده بود . پس در خانه فرياد كردم وگريستم ، وليكن از خوف شماتت دشمنان به ايشان اظهار نكردم ، تا آن‌كه خبر رسيد كه آن حضرت در همان روز شهيد شده بود . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 771 ( 1 ) - از اين پيش در اين كتاب مبارك در ذيل اخبارى كه خبر از شهادت حسين عليه السّلام مىداد مرقوم افتاد وبه شرح باز نموده شد كه : -