هامش
- بعد از اين همه تفصيل وواضح بودن أصل عبارت ، روايت نامبرده معلوم نيست ، معاصر در كتابش از كجا جملات : « على قبر أبي عبد اللّه » « سنة كاملة » را به روايت كتابي مثل كافى افزوده واز كدام نسخه نقل كرده كه بلا شك غلط بود وچرا نسخ صحيحه را به كنار گذاشته واز آنها نقل ننموده است ؟
اگر آن كلمات افزوده شده در روايت بعض نسخ كافى وجود داشت ، علامهء مجلسي قدّس سرّه در مرآة العقول ومولى صالح مازندرانى قدّس سرّه در شرح كافى به آن نسخه اشاره مىكردند ؛ در صورتي كه ابدا متعرض نشدهاند .
نمىدانم با اينگونه مسامحه وسهلانگارى در نقل روايات چند مجلد تأليف با آن همه سستى عبارات وبه كلى خالى از تحقيقات طبع ونشر دادن چه فايده به عالم اسلام خواهد بخشيد ؟ بلكه ضرر خواهد ورزيد .
در صورتي كه معنى روايت با اضافه كردن آن جملات مذكوره بسيار فرق مىكند . خداوند صديقنا العلامة الخطيب ، آقاى حاج ميرزا عباسقلى تبريزى واعظ چرندابى رحمه اللّه را غريق رحمت خود فرمايد ، روزى دربارهء تأليفات اين شخص معاصر جامد بىتحقيق محرّف روايات صحبت به ميان آمد . فرمود : « من تأليفات وى را به كتابخانهء خودم نمىگذارم وارد بشود ودر رديف ودر جرگهء كتب نفيسه قرار بگيرد . »
حالا از آنچه راجع به روايت مذكوره شرح داده شد ، معلوم مىشود ، اگر به تحقيق محتويات تأليفات معاصري كه بدون ذكر نام وى بهطور اشاره گذشتيم ، پرداخته شود ، چهقدر اشتباهات وتحريفات وتصحيفات در آنها به وى رخ داده است وبايد كتاب مستقلى تأليف شود ومتأسفانه كه براي جمعى در آينده ، بلكه در حال حاضر مصدر نقل شده است وبراي اشخاص مسامحه كار در آتيه مدرك درست خواهد شد .
( 1 ) . ص 112 ، ط 2 ، صيدا .
( 2 ) . ص 247 ، ط 3 ، صيدا ، سال 1353 ق .
( 3 ) . رجوع شود به لواعج الأشجان ص 247 ، ط 3 ، صيدا .
( 4 ) . لواعج الأشجان ص 236 ط صيدا .
( 5 ) . سبط ابن الجوزي در تذكره گويد : إنّ الخلفاء الفاطميين نقلوه من باب الفراديس إلى عسقلان ثمّ نقلوه إلى القاهرة وهو فيها وله مشهد عظيم يزار وفي الجملة : ففي أي مكان كان رأسه أو جسده فهو ساكن في القلوب والضّمائر قاطن في الأسرار والخواطر . . . الخ ، ص 151 ، ط إيران ، سال 1285 ق .
( 6 ) . ج 1 ، ص 136 ، ط حيدرآباد ، سال 1337 ه .
( 7 ) . سيوطى در تاريخ الخلفا در ترجمهء سليمان گويد : « اكل في مجلس سبعين ومانة وخروفا وست دجاجات ومكوك زبيبطائفى ، سليمان در سال 96 به خلافت نشسته ودر سال 99 وفات كرده است . شايد از پرخورى مرده است .
( 8 ) . مرآة الجنان ، ج 1 ، ص 136 ، ط حيدرآباد .
( 9 ) . تذكرة الخواص ، ص 150 ، ط سال 1285 ه ق : غضب بر ابن زياد ونيت بر قتل أو ، تماما از روى حيله وبه جهت تبرئه از خون سيد الشهدا عليه السّلام بوده است كه بلكه با كشتن ابن زياد خود را در انظار مردم تبرئه كند ؛ ولى موفق نشد .
( 10 ) . تذكرة الخواص ، ص 149 .
( 11 ) . قمقام ، ص 592 ، ط تهران ، سال 1377 ه ق . -