الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 161 - 162
اختلفوا في رأس الحسين رضى اللّه عنه بعد مسيره إلى الشّام ، إلى أين سار وفي أيّ موضع استقرّ ، فذهب طائفة إلى أنّ يزيد أمر أن يطاف به في البلاد ، فطيف به حتّى انتهى به إلى عسقلان ، فدفنه أميرها بها ، فلمّا غلب الفرنج على عسقلان افتداه منهم الصّالح طلائع
هامش
- روايت كند وهم از روايت مردم شيعي در الحاق آن سر با بدن مطهر در روز أربعين مىنويسد ونيز مىگويد : « از بعضي روايات معلوم مىشود كه آن سر را پيغمبر صلّى اللّه عليه واله با خود ببرد وهيچ شك وشبهت نمىرود كه آن سر مبارك به بهترين أماكن انتقال يافته وبه نحوى از آنجا به بدن مطهر ملحق شده باشد ؛ اگرچه بهعنوان جزم معلوم نتوان كرد . »
واعثم كوفي گويد : « علي بن الحسين عليهما السّلام با خواهران وعمات وساير اقربا متوجه مدينه طيبه گشت ودر بيستم شهر صفر سر مبارك امام حسين ورؤوس ساير شهدا را با أبدان ايشان ملحق كرد واز آنجا روى به مدينه نهاد . »
وصاحب حبيب السير نيز به اين خبر أشارت كرده ونيز روايتي را كه از يافعى مذكور شد ، مسطور مىدارد .
وصاحب رياض الشهادة نيز به أغلب روايات مسطوره أشارت كند ونيز گويد : سليمان بن عبد الملك آن سر را مخفيانه به كربلا فرستاد تا با بدن شريف ملحق ساختند وآن خواب مذكور را بديد . »
وهم گويد : « بعضي گفتهاند كه يكى از شيعيان دزديده به مصر برد ودر محلى كه به راس الحسين مشهور است ، مدفون ساخت وبه روايتي يكى از مردم شيعه بدزديد ودر نجف اشرف بالاى سر مرقد منور أمير المؤمنين عليه السّلام مدفون ساخت وبه اين جهت زيارة آن حضرت در آن موضع شايع ومعهود است . »
وبه روايت وتصريح زكريا بن محمود قزوينى در كتاب آثار البلاد واخبار العباد وأبو ريحان محمد بن أحمد بيرونى در كتاب آثار الباقية من الأمم الخالية در بيستم صفر آن سر مطهر به جسد منور ملحق شد .
وراقم حروف در جمله اين اخبار به همان خبر كه جبرييل آن سر مطهر را ببرد ، بيشتر عنايت دارد والبتة جبرييل برده است وبه دستيارى حضرت سجاد با بدن مبارك مدفون شده ودر اين باب نبش قبر نيز لازم نيايد ؛ چه ممكن است از فراز قبر مبارك حفره كردهاند وسر مبارك را مدفون وملحق داشتهاند واز اين بر افزون افعال أئمة وأبدان مطهرهء ايشان را با ديگران قياس نتوان كرد وهيچ زيان ندارد وهمان وقت كه بدن مبارك را مدفون كردهاند ، سر نيز با بدن بوده وآن سر كه مشهود وبر نيزه منصوب شده است ، براي مراعاة ظاهر وحفظ پارهاى مسائل باشد .
واگر كرامت ومعجزهء محسوس شده است ، به جهت نسبت به آن حضرت است ؛ چه اگر صد هزار سر را درصد هزار موضع بر سر نيزه نصب نمايند وبه آن حضرت منسوب دارند ويا هزار مكان را به مدفن مباركش نسبت دهند ، نظر به مقامات ولايت وامامت از همهجا بروز معجزه وكرامت مىشود ؛ چنانكه از آن دار كه به حضرت عيسى بن مريم عليهما السّلام منسوب ساختند ؛ با اينكهوَما قَتَلُوهُ وَما صَلَبُوهُآثار وآيات كرامت مشهود مىنمايند .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السّلام ( ط كتابفروشى اسلاميه ) ، 2 / 489 - 496