تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
هامش
- شد بر غسل دادن پدر أو وبه امامت آن امام أول نيز ضرر ندارد . اگر امام رضا را در مدينه مىگذاشتى ، در ظاهر ولد أو ، أو را دفن مىكرد وحال در باطن پدر خود را دفن مىكند . » شيخ أبو عمر كشى روايت كرده است به سندش از إسماعيل بن سهل از بعض أصحاب ما كه گفت : « در نزد امام رضا بودم كه علي بن أبي حمزه وجمعى از واقفه وارد شدند . پس علي بن حمزه عرض كرد به آن حضرت كه از پدر تو روايت شده است : « إنّ الإمام لا يلي أمره إلّا امام مثله » . حضرت امام رضا فرمود : « خبر ده مرا كه حسين بن علي بن أبي طالب امام بود ، يا نه ؟ » علي بن أبي حمزه گفت : « امام بود . » حضرت فرمود : « پس كه متولى امر أو شد ؟ » عرض كرد : « ولدش على ابن الحسين . » آن حضرت فرمود : « علي بن الحسين كجا بود ؟ » در حبس ابن زياد لعين بود ؛ ولكن بيرون آمد بدون علم ايشان به خروج أو وپدرش را دفن كرد ونماز خواند بر أو وبرگشت . » حضرت امام رضا فرمود : « آن خدايى كه علي بن الحسين را متمكن ساخت از آن‌كه برود به كربلا ومتولى امر امام شود ، متمكن ساخت صاحب اين امر را از آن‌كه رفت به بغداد وتجهيز پدرش كرد وحال آن‌كه در حبس نبود . » در مناقب ابن شهرآشوب از أبو بصير روايت كرده است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : « از جمله وصيت پدرم آن بود كه « يا بني إذا أنا متّ فلا يغسلني أحد غيرك ، فإنّ الإمام لا يغسله إلّا الإمام . » ودر اختصاص روايت كرده است از إبراهيم بن أبي سمال كه گفت : « نوشتم به امام رضا عليه السّلام كه روايت به ما رسيده است كه : « إنّ الإمام لا يغسله إلّا الإمام فما تقول فيه ؟ » آن حضرت نوشتند : « إنّ الّذي بلغك هو الحقّ . » پس وقت ديگر بعد از آن به خدمتش رسيدم وسؤال كردم : « أبوك من غسّله ومن وليّه . » آن حضرت فرمود : « لعلّ الّذين حضروه أفضل من الّذين تخلّفوا عنه . » گفتم : « كه بودند ايشان ؟ » فرمود : « آنان كه حاضر شدند يوسف را ملائكة ورحمت خدا . » ودر كافى نيز مثل آن را از يونس بن طلحه روايت كرده ودر آن است : « الّذين حضروا يوسف في الجب حين غاب عنه أبواه وأهل بيته . » واين دو حديث را در هفتم بحار حمل بر تقيه نموده است ؛ واللّه العالم . بعد ، بدان كه محمد سعيد بن عبد اللّه حايرى در مقتل خود آمدن بنى أسد را براي دفن شهدا وآمدن حضرت امام زين العابدين را براي دفن پدرش ذكر وروايت كرده است كه : « از بسيارى جراحات وانفصال اعضاى مقدسه محتاج شد به آن‌كه آن حضرت فرمود به طايفه بنى أسد كه بوريايى آوردند ودو دست پيدا شد وآن بدن را گرفت وآن دو دست رسول خدا بود وآن اعضاى مقطعه را روى آن بوريا جمع آورد وحتى انگشت مبارك را كه بحدل ملعون -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 464 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية