هامش
- خواست واعضاى قطعهقطعه را بالاى آن گذاشت وبه خاك سپرد . »
وروايت إبراهيم ديرج كه در بحار وعوالم است ، شهادت به آن مىدهد ونيز آن حضرت روايت كرده است كه : « دو دست پيدا شد وآن بدن شريف را از من گرفت ودر حفيرهء كنده كه پيدا شد ، خوابانيد وآن ، دو دست رسول خدا صلّى اللّه عليه واله وسلم بود . »
وروايت أم سلمة در بحار وعوالم است كه : « رسول خدا صلّى اللّه عليه واله وسلم را غبار آلود ديد وفرمودند : « از دفن حسين مىآيم . »
اين مؤيد آن است ؛ واللّه العالم وامنائه عليهم السّلام .
بيرجندى ، كبريت احمر ، / 326 - 327
ودر ارشاد مفيد فرموده است كه : چون پسر سعد لعين از كربلا رفت ، گروهى از بنى أسد كه در غاضريه بودند ، بيامدند وبدن امام عليه السّلام را بدان موضع كه ضريح مطهر است ، دفن كردند وفرزندش را در نزديك پاى آسمان فرسايش بسپردند وديگر شهدا را در اطرافش دفن كردند وعباس بن أمير المؤمنين را در موضع شهادتش بر مسناة ، يعنى سداب در طريق غاضريه مقبور ساختند . »
از أعجب أكاذيب آن است كه در شرف موبد گويد : « أمير لشكر ابن زياد ، عمير بن سعد العاص بود وابن زياد پيش منشور ايالت رى را بر أو نوشته واز عمر سعد لعين هيچ اسمى نمىبرد . »
مسعودى در مروج الذهب گويد : « دفن أهل العامرية وهم قوم من بني عامر من بني أسد الحسين وأصحابه بعد قتلهم بيوم . »
وابن شهرآشوب در مناقب مىفرمايد : « دفن جثتهم بالطّفّ أهل الغاضرية من بني أسد بعدما قتلوه بيوم وكانوا يجدون لأكثرهم قبورا ويرون طيورا بيضا وكان عمر بن سعد صلّى على المقتولين من عسكره ودفنهم ، قال الطّبريّ كانوا ثمانية وثمانون رجلا . انتهى . »
ودر امالى شيخ طوسي قدسّ سرّه از أبى جارود روايت است كه : « وقت حفر أبى عبد اللّه الحسين در نزد سر وپاى أو مشك اذفر ظاهر شد . »
در جلاء العيون ، علامهء مجلسي مىفرمايد : « چون آن ملاعين رفتند ، أهل غاضريه از قبيله بنى أسد بر أبدان مطهره ايشان نماز كردند ودفن كردند وجسد شريف سيد الشهدا را در اين مكان شريف كه الآن است ، دفن كردند وعلى أكبر را در پايين پا وساير شهدا را در پايين أو در يك موضع دفن كردند . عباس را در نزديك فرات در همان موضع كه شهيد شده بود ، دفن كردند . »
به حسب ظاهر چنين بوده ودر واقع امام را به غير از امام كسى دفن نمىكند . حضرت امام زين العابدين به اعجاز امامت آمد وجسد مطهر آن حضرت ، بلكه ساير شهدا را دفن كرد . وأكثر علما مثل اين كلام را فرمودهاند وآن در اخبار بسيار است ؛ مثل روايت مسيب از موسى بن جعفر وهرثمه .
حضرت امام رضا عليه السّلام كما في عيون أخبار الرضا ، مگر آنكه در روايت اخيره است كه هرگاه مأمون به تو بگويد كه : « شما شيعه مىگوييد كه امام را غير امام تجهيز نمىكند وحال فرزندش در مدينه است ! » تو بگو كه : « ما شيعه مىگوييم واجب است كه امام را غير امام تجهيز نكند به تغسيل وتكفين ودفن ، واما هرگاه ظالمي جدايى بيندازد وتعدى كند در غسل دادن امام ، باطل نمىشود امامت امام بعد كه آن غاصب غالب -