تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
هامش
- « چون من به اجتماع شما شاد شدم ، جبرئيل نازل شد وگفت : حق تعالى بر شادى تو مطلع شد ونعمت را بر تو تمام گردانيد واين عطيهء عظمى را بر تو گوارا ساخت ومقرر فرمود كه ايشان با فرزندان وشيعيان ايشان با تو در بهشت باشند ، وميان تو وايشان جدايى نيفكند وهر بخشش كه تو را كرامت فرمايد به ايشان نيز عطا كند تا تو راضى وخشنود گردى ؛ وليكن بلاهاى بسيار به ايشان خواهد رسيد ومكاره بىشمار ايشان را در خواهد يافت بر دست جماعتى كه ملت تو را بر خود بندند ودعوى كنند كه از أمت تواند ، وخدا ورسول از ايشان بيزارند ، وأهل بيت تو را به قتل رسانند هريك را در مكاني ، وقبرهاى ايشان از يكديگر دور باشد . حق تعالى براي ايشان اين مصايب را اختيار كرده است كه سبب رفع درجات ايشان شود . پس خدا را حمد كن وبه قضاى أو راضى باش . » پس جبرييل گفت : « اى محمد ! برادر تو على ، مظلوم ومغلوب أمت ستمكار تو خواهد شد تا آن‌كه به درجهء شهادت خواهد رسيد . اين فرزند زادهء تو حسين شهيد خواهد شد . در ميان گروهى از فرزندان وأهل بيت تو ونيكان أمت تو در كنار فرات در زمينى كه آن را كربلا گويند وبه سبب آن كرب وبلا بر دشمنان تو ودشمنان ذريت تو بسيار خواهد بود ، در روزى كه كرب وشدت آن روز نهايت ندارد ، وحسرت آن روز به پايان نمىرسد ، وآن زمين پاك‌ترين بقعه‌هاى زمين است ، وحرمت آن از همهء قطعه‌هاى زمين بيشتر است ، وآن از زمينهاى بهشت است . چون درآيد آن روزى كه فرزند زادهء تو وأهل أو در آن روز شهيد خواهند شد ، واحاطه خواهند كرد به ايشان لشكرهاى أهل كفر ولعنت ، وجميع أطراف زمين خواهند لرزيد ، وكوهها به حركت واضطراب خواهند آمد ، ودرياها متلاطم ومواج خواهند شد ، وآسمانها وأهل آنها به لرزه واضطراب خواهند آمد از روى غضب از براي تو وذريت تو ، وبراي عظيم شمردن هتك حرمت تو ، وبراي جزاى بدى كه أمت تو را خواهند داد در ذريت وعترت تو ، وهيچ مخلوقى نماند مگر آن كه از خداى تعالى دستوري طلبد در يارى كردن أهل بيت ضعيف ومظلوم تو كه حجت خدايند بر خلق بعد از تو . پس خدا وحى كند به سوى آسمانها ، وزمينها ، وكوهها ودرياها وهرچه در آنهاست كه : « منم پادشاه خداوند قادر كه گريزنده‌اى از دست من به در نمىرود ، وامتناع كننده‌اى مرا عاجز نمىگرداند ، واز هركه خواهم در هروقت كه خواهم انتقام مىتوانم كشيد ، به عزت وجلال خود سوگند ياد مىكنم كه عذاب كنم كسى را كه فرزند پيغمبر وبرگزيدهء ما را كشته است ، وهتك حرمت أو نموده ، وعترت أو را به قتل آورده ، وپيمان أو را شكسته ، وستم بر أهل بيت أو كرده ، چنان عذابي كه احدى از عالميان را چنان عذاب نكرده باشم . » پس در آن‌وقت هركه وهرچه در آسمانها وزمينهايند ، به صداى بلند لعنت كنند بر كسى كه ستم بر عترت تو كرده وهتك حرمت تو را حلال شمرده ؛ چون آن گروه سعاتمند به سوى شهادت شتابند ، حق تعالى به دست رحمت خود قبض أرواح ايشان نمايد واز آسمانهاى هفتم ملكي چند بر زمين آيند با ظرفهايى از ياقوت وزمرد مملو از آب حيات ، وبا خود بياورند حله‌هاى بهشت وبويهاى خوش بهشت ، وآن بدنهاى مطهر را به آن آبها بشويند وبه آن حله‌ها كفن كنند وبه آن طيبها حنوط كنند ، وصفوف ملائكة بر -