الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 176 - 177
( ومنها ) الورس . قد مرّ ضبط الورس وأنّه نبات كالسّمسم ليس إلّا باليمن ، يزرع ، فيبقى عشرين سنة . وقد مرّ أيضا أنّه أرسله عامل اليمن مع أشياء إلى يزيد ، فأخذه الحسين عليه السّلام في الطّريق ، ونحن نكتفي في ذلك بما ذكروه في أحاديثهم وتواريخهم ، وإلّا ففي كتب أصحابنا ، وأحاديثهم ، تواريخهم ، ما يفيد القطع به .
ففي تاريخ بغداد وإبانة العسكريّ : إنّ رجلا في يوم قتل الحسين أخذ مقدارا من
هامش
- وچون صايغ در آتش برد ، هبا شد . هبا آن گرد هواست كه از روزن در تابش آفتاب پديد شود ، وبه روايتي آن زر به آتش تبديل شد .
( 1 ) . با كاف فارسي بر وزن بهترك گياهى است زرد كه بدان چيزها رنگ كنند وآن در ولايت يمن بيشتر از جاهاى ديگر به هم مىرسد گويند چون يك سال بكارند ده سال باقي ماند وگياه آن شبيه گياه كنجد است وجامه كه از آن رنگ كنند پوشيدنش قوت بسيار دهد .
( 2 ) . سقوطر بر وزن كبوتر ، گياهى است كه صبر از آن حاصل مىشود .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السّلام ، 3 / 365 - 368
در شرح شافيه وكتب ديگر مسطور است كه : گروهى از لشكر عبيد اللّه بن زياد شترى از سپاه حسين عليه السّلام به غارت بردند وكشتند وپختند . به مرارت علقم 1 برآمد وبه روايتي شتر حسين را چون بكشتند ، گوشت آن آتش افروخته شد .
ومردى از أموال منهوبهء آن حضرت ، مقدارى زعفران با خود آورد ؛ چون بكوفت تا به كاربرد ، آتش شد وزنى از آن زعفران برخود طلى كرد 2 ؛ مرض برص با ديد آورد هر شتر كه نحر كردند وپختند ، از قدر وديكدان آتش برافروخت واز طيب ورس آنچه بردند ، هر زن كه خود را بدان طيب خوشبوى ساخت ، مبروص شد . شمر بن ذي الجوشن مبلغى زر با خود به كوفه آورد تا صايغى از بهر أو حلى كند 3 ؛ چون مرد زرگر آن زر را به آتش برد ، هبا 4 ونابود شد . چون اين خبر به شمر لعين آورد ، گفت : « در نزد من اين صنعت ببايد كرد . »
لاجرم صايغ در نزد شمر آن ذهب را در آتش افكند ؛ همچنان هبا شد وبه روايتي نار يا نحاس 5 شد .
( 1 ) . مرارت : تلخى . علقم : حنظل كه آن را هندوانهء أبو جهل نامند .
( 2 ) . طلى كردن : ماليدن .
( 3 ) . صايغ : زرگر . حلى : زيورهايى كه از طلا ساخته مىشود .
( 4 ) . هبا گشتن : نابود شدن ، از بين رفتن .
( 5 ) . نار : آتش ، نحاس : مس .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 4 / 5 - 6
واز ورس وحلى وحلل چيزى به جاى نگذاشتند وأسب وشتر ومواشي آنچه ديدار شد ، ببردند .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 11