هامش
- وتؤلّفت ولدانها وحورها ، وهذا رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله والشّهداء الّذين قتلوا معه وأبي وأمّي يتوقّعون قدومكم ، ويتباشرون بكم ، وهم مشتاقون إليكم ، فحاموا عن دين اللّه ، وذبّوا عن حرم رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله .
فرمود : « اى أصحاب من ! اينك درهاى بهشت گشاده است وانهار بهشت در جريان است وأثمار بهشت را هنگام اجتناء ( 1 ) است وقصور بهشت مزيّن است وحور وغلمان بهشت مألوف ومأنوس است وهمچنان رسول خدا است وشهيدانى كه مقتول شدهاند ، حاضر خدمت اويند وپدر ومادر من قدوم شما را انتظار مىبرند ومشتاق ديدار شمايند . هماكنون در ترويج دين خدا بكوشيد وحرم رسول خداى را از دشمنان دفع دهيد . »
اين وقت اضطراب واضطرار عظيم در ميان أهل بيت به ديد آمد وناپروا از خيمهها بيرون شدند وفرياد برداشتند كه :
يا معشر المسلمين ! يا عصبة المؤمنين ! حاموا عن دين اللّه ذبّوا عن حرم رسول اللّه وعن إمامكم ، ابن بنت نبيّكم صلّى اللّه عليه واله ، فقد امتحنكم اللّه تعالى بنا فأنتم جيراننا في جوار جدّنا والكرام علينا وأهل مودّتنا فدافعوا بارك اللّه فيكم عنّا .
گفتند : « اى جماعت مسلمانان ! اى پايمردان مؤمنان ! حمايت كنيد دين خدا را ودفع دهيد دشمنان را از حرم رسول خداى ودور كنيد اعدا را از پيشوا وامام خود كه پسر دختر پيغمبر شما است وبدانيد كه خداوند امتحان مىفرمايد شما را در نصرت ما وشما همسايگان وپناهندگان ماييد ودر پناه جدّ ماييد وشما جوانمردانيد ودوستان ماييد ، لاجرم دشمنان ما را از ما دفع دهيد . »
أصحاب چون اين كلمات بشنيدند ، به هاىهاى بگريستند وبانگ ويله وناله درهم افكندند .
وقالوا : نفوسنا دون أنفسكم ، ودماؤنا دون دمائكم ، وأرواحنا لكم الفداء ، واللّه لا يصل إليكم أحد بمكروه وفينا الحياة ، وقد وهبنا للسّيوف نفوسنا ، وللطّير أبداننا ، فلعلّه نقيكم زلف الصّفوف ، ونشرب دونكم الحتوف ، فقد فاز من كسب اليوم خيرا ، وكان لكم من المنون مجيرا .
وهمآواز گفتند : « اى أهل بيت رسول خدا ! جانهاى ما برخى ( 2 ) جانهاى شما است وخونهاى ما فداى خونهاى شما است وأرواح ما خاص از براي شما فديهاى است ، قسم به خداى كسى كه از در خصمي با شما نزديك نتواند شد ، چند كه ما زنده باشيم . وبدانيد كه ما در راه شما ، جانهاى خود را دست باز داشتيم تا نثار حدود سيف وسنان شود وتنها خود را وقف نموديم تا طعمهء نسور وعقبان ( 3 ) گردد ، باشد كه در حفظ وحراست شما بكوشيم تا شربت مرگ بنوشيم . همانا امروز به فوز وفلاح آن كس دست يابد كه در راه شما سر دهد .
از پس اين كلمات أول كس ، زهير بن القين بود كه دستوري مبارزت بخواست وبه ميدان آمد وهماورد طلب كرد واين ارجوزه بگفت :أنا زهير وأنا ابن القين * وفي يميني مرهف الحدّين ( 4 )
أذودكم بالسّيف عن حسين * إنّ حسينا أحد السّبطين
ابن عليّ طاهر الجدّين * من عترة البرّ التّقيّ الزّين-