تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
قالوا : لا نخلّيك حتّى تضع يدك في يد عبيد اللّه بن زياد . قال : لا واللّه ، لا أعطي بيدي اعطاء الذّليل ، ولا أفرّ فرار العبيد ، إنّي عذت بربّي وربّكم أن ترجمون إنّي عذت بربّي وربّكم من كلّ متكبّر لا يؤمن بيوم الحساب « 1 » . ابن نما ، مثير الأحزان ، / 25 - 26 وقد ذكر جدّي في كتاب التّبصرة ، وقال : إنّما سار الحسين إلى القوم لأنّه رأى الشّريعة قد دثرت ، فجدّ في رفع قواعد أصلها ، فلمّا حصروه فقالوا له : انزل على حكم ابن زياد . قال : لا أفعل . واختار القتل على الذّلّ ، وهكذا النّفوس الأبيّة . « 2 » سبط ابن الجوزي ، تذكرة الخواصّ ، / 154
هامش
( 1 ) - [ ذكره في مثير الأحزان ضمن أحداث كربلاء قبل يوم عاشوراء ] . ( 2 ) - حسين عليه السّلام براي اتمام حجت در ميان دو صف بايستاد وگفت : « اى قوم : مرگ حق است ، دست ذلّت وحقارت به شما نخواهم دادن . ده روز يا دو سال ديگر گذشته گيريد ؛ اما كلماتي چند از من بشنويد . » جملهء لشگر كوفه وشام وبصره خاموش شدند وطبلها وكوسها فرو گذاشتند . حسين عليه السّلام نزديك ايشان شد وآواز برآورد : « اى مردمان ! سخن من بشنويد وتعجيل مكنيد به كشتن من تا شما را وعظ گويم واظهار حجّت كنم . اگر انصاف من داديد ، شما نيك‌بخت گرديد ؛ هم در دنيا وهم در آخرت واگر انصاف من ندهيد ، از خود بدهيد : فاجمعوا أمركم وشركاءكم ثمّ لا يكن أمركم عليكم غمّة ، ثمّ اقضوا إليّ ولا تنظرون إنّ وليّي اللّه الّذي نزّل الكتاب وهو يتولّى الصّالحين . » پس جمع كنيد فرمانهاى شما وشريكان شما را وباز بايد كه نباشد امر شما بر شما پوشيده . پس حكم كنيد به سوى من ومرا مهلت دهيد بدرستى كه ولى وناصر من خدا است كه فرو فرستاد كتاب را وأو دوست دارد صالحان را . پس گفت : « نسبت من بدانيد وبنگريد كه من كيستم وبا نفس خويشتن رجوع كنيد وملامت نفس خودها بكنيد وبنگريد كه شما را جايز است كشتن من يا حرمت بردن من ومال به غارت بردن وعيال من به اسيرى گرفتن ؟ » پس گفت : « هركس كه مرا مىشناسد ، خود چنان است كه داند وهركه نمىداند ، منم حسين بن علي پسر دختر رسول خدا وپسر وصىّ رسول شما وپسر امام شما وپسر پسر عمّ رسول خدا . پدر من على است وأو اوّل كسى كه ايمان آورد وتصديق رسول كرد بدانچه از حق به خلق آورد وحمزه كه سيّد شهدا است ، عمّ پدر من است وجعفر طيّار كه به دو پر با ملائكة در بهشت مىپرد ، عمّ من است ومادر من است دختر رسول خدا فاطمه زهرا ، رسول در حق من وبرادر من گفت ايشان مهتر جوانان بهشت‌اند وگوشوارهء عرش وريحانهء دل من‌اند . اگر از من باور نمىداريد كه حق است وبر من اعتماد نداريد ، از جابر بن عبد اللّه انصارى وأبو سعيد خدري وسهل بن سعد ساعده وزيد بن أرقم وانس بن مالك ومانند ايشان كه در ميان شمااند واين -