تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
هامش
- سقايت نكند شما را در روز قيامت كه بدتر قوم شماييد . » جماعتى گفتند : « ما نمىدانيم تو چه مىگويى ؟ » برير گفت : الحمد للّه الّذي زادني فيكم بصيرة ، اللّهمّ ! إنّي أبرأ إليك من أفعال هؤلاء القوم ، اللّهمّ ! ألق بأسهم بينهم حتّى يلقوك وأنت عليهم غضبان . يعنى : « سپاس خداى را كه افزون كرد بصيرت مرا در شما ، اى پروردگار من ! تبرى مىجويم به سوى تو از افعال اين قوم . اى خداوند من ! زيان وضرر اين جماعت را در ميان ايشان درافكن تا گاهى كه تو را ملاقاة كنند وتو بر ايشان غضبناك باشى . » اين وقت كوفيان أو را هدف سهام ساختند وخدنگى چند به سوى أو گشاد دادند . برير باز شتافت . ( 1 ) . سواد : نام چند محل از أراضي عراق وأطراف كوفه . سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّد الشّهداء عليه السّلام ، 2 / 230 ، 235 - 236 در بسيارى از كتب مقتل روايت است كه آن حضرت چون عزم لشگر شقاوت‌اثر را بر ريختن خون شريفش مشاهده فرمود واز آن سمت شدّت تشنگى أطفال وأهل حرم را ديد ، اوّل برير بن خضير همداني را كه از بزرگان عبّاد وزهّاد وقاريان قرآن بود براي اتمام حجّت به آن قوم فرستاد ودر كامل التواريخ زهير بن القين را گفته است . پس برير در قبال آن قوم ايستاد وفرمود : « اى أهل كوفه خداوند مبعوث فرمود پيغمبر خود را به حق ، براي آن‌كه بندگان را امر ونهى فرمايد وبه سوى أو دعوت نمايد وأو را چراغ راه هدايت گردانيد وشما به زبان تصديق أو كرديد وبه أو ايمان آورديد وأو ثقل وعترت خود را در ميان شما گذاشت . - وغرض برير اشاره به حديث ثقلين بود كه متواتر بود بين فريقين ودليل بود بر حقيقت عترت ووجوب تمسّك به ايشان ونصرت ايشان وضلالت متخلّف ، از ايشان - وحال اين است كه مىبينيد عترت وأهل أو در كنار شهر شما فرود آمده‌اند ، پس چه اراده داريد كه با ايشان رفتار كنيد ؟ » آن ملاعين گفتند : « نريد أن نمكّن الأمير عبيد اللّه بن زياد . » يعنى : « مىخواهيم كه بر بيعت ابن زياد فرود آيند ورعيّتى أو را قبول كنند ؛ اگرنه با ايشان قتال كنيم . » برير فرمود : « وهذا ماء الفرات تقع فيه الخنازير السّواد وكلابها ، وقد حيل بينه وبين ابنه . » گفت : « اين از كجا رواست كه آب فرات را از پسر پيغمبر خود وأهل بيت أو منع كنيد ؟ » آن ملاعين گفتند : « بس كن اين كلمات بىفايده مگو : « فو اللّه ليعطشنّ الحسين كما عطش من كان قبله . » يعنى : « قسم به خدا كه بايد حسين را تشنه بكشيم چنانچه عثمان را تشنه كشتند . » وآن ملاعين دروغ گفتند ؛ بلكه در مدينة المعاجز وساير كتب سير وتواريخ است كه حضرت -