هامش
- كه دانم ، بگويم ؟ »
فرمود : « روا باشد . »
پس برير پيش تاخت وبانگ برافراخت .
فقال : يا معشر النّاس ! إنّ اللّه عزّ وجلّ بعث محمّدا بالحقّ بشيرا ونذيرا وداعيا إلى اللّه بإذنه وسراجا منيرا .
وهذا ماء الفرات تلغ فيه خنازير السّواد وكلابها وقد حيل بينه وبين ابنه .
گفت : « اى گروه مردمان ! خداوند محمّد را به سوى شما به رسالت فرستاد تا شما را به پاداش كار نيك ، بشارت بهشت داد وبه كيفر كردار بد تهديد دوزخ فرمود . أو است نور تابنده وبندگان را به خداوند خواننده . هان اى مردم ! اينك آب فرات است كه خنازير سواد ( 1 ) وسگان كوفه از آن مىآشامند ودهان مىزنند وشما در ميان فرات وأهل بيت أو حاجز وحايل گشتهايد ! »
لشكر كوفه أو را بانگ زدند كه : « اى برير ! فراوان سخن مكن . »
فو اللّه ليعطش الحسين كما عطش من كان قبله .
يعنى : « سوگند با خداى ، حسين تشنه مىماند ؛ چنانكه تشنه ماند آن كس كه قبل از وى بود . » وروى اين سخن را با عثمان بن عفان داشتند كه أو تشنه كشته شد .
چون راه با سپاه كوفه نزديك كرد ، برير را فرمان داد كه : « با اين جماعت سخنى بگوى . »
برير لختى پيش تاخت وبانگ درانداخت ،
فقال : يا قوم ! إتّقوا اللّه فإنّ ثقل محمّد صلّى اللّه عليه واله قد أصبح بين أظهركم ، هؤلاء ذرّيّته وعترته وبناته وحرمه ، فهاتوا ما عندكم وما الّذي تريدون أن تصنعوا بهم ؟
گفت : « اى قوم ! از خداى بترسيد ووصيت پيغمبر را فرا ياد آريد كه فرمود :
إنّي تارك فيكم الثّقلين : كتاب اللّه وعترتي .
« اينك ثقل محمد است در ميان شما واين جماعت فرزندان أو وعترت أو ودختران أو وحرم اويند .
اكنون بگوييد : انديشهء شما چيست وبا ايشان چه صنعت در نظر داريد ؟ »
گفتند : « الّا آنكه سر به فرمان أمير عبيد اللّه فرود آرد ، تا چه فرمايد . »
فقال لهم برير : أفلا تقبلون منهم أن يرجعوا إلى المكان الّذي جاؤوا منه ؟ ويلكم يا أهل الكوفة ! أنسيتم كتبكم وعهودكم الّتي أعطيتموها وأشهدتم اللّه عليها ، يا ويلكم إدّعوتم ( إذ عرفتم ) أهل بيت نبيّكم وزعمتم أنّكم تقتلون أنفسكم دونهم حتّى إذا أتوكم أسلمتموهم إلى ابن زياد ومنعوهم عن ماء الفرات ، بئس ما خلّفتم نبيّكم في ذرّيّته ، ما لكم ؟ لا سقاكم اللّه يوم القيامة فبئس القوم أنتم .
برير گفت : « آيا نمىپذيريد تا به مكان خود مراجعت كند ؟ واي بر شما اى أهل كوفه ! آيا فراموش كرديد كتب خود را كه با أو استوار نموديد وخداى را به شهادت گرفتيد ؟ واي بر شما ، گاهى كه شناختيد أهل بيت پيغمبر خود را وگمان كرديد در راه أو بذل جان خواهيد . چون به نزد شما آمد ، أو را تسليم ابن زياد نموديد وآب فرات را از وى دريغ داشتيد . چه زشت مخلف كه شماييد . پيغمبر خود را در حق ذرّيهء أو ، خداوند -