تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
المفيد ، الإرشاد ، 2 / 95 - 97 - عنه : المجلسي ، البحار ، 45 / 1 - 3 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 245 - 246 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 275 - 276 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 269 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 232 - 233 ؛ الجواهري ، مثير الأحزان ، / 59 - 60 ؛ مثله الأمين ، أعيان الشّيعة 1 / 601 ، لواعج الأشجان ، / 103 - 104 ؛ بحر العلوم ، مقتل الحسين عليه السّلام ، / 285 ؛ الزّنجاني ، وسيلة الدّارين ، / 302 - 303
هامش
-بركني از يار ودوست أفسر وهمسر * نيست قناعت ورا به اندك وكمتر كار هماناست سوى حضرت داور * هركه بود زنده ، راه من رود آخرواين اشعار را دوبار يا سه بار از سر گرفت تا اين‌كه من آن را فهميده ومقصود أو را دانستم . پس گريه گلوى مرا گرفت ، ولى خوددارى كرده خاموش شدم ودانستم بلا نازل گشته [ است ] ، واما عمه‌ام پس أو نيز شنيد ، آنچه را من شنيدم وأو چون زن بود وزنان دل‌نازك وبيتاب‌تر مىباشند ، نتوانست خوددارى كند واز جا جسته ، دامن‌كشان با سر وروى باز بيخودانه به نزد آن حضرت دويده گفت : « وا ثكلاه ( اى عزاى ومصيبت من ) كاش مرگ من رسيده بود وزنده نبودم . امروز ( چنان ماند كه ) مادرم فاطمه وپدرم على وبرادرم حسن از دنيا رفته‌اند ! اى بازماندهء گذشتگان ، واى دادرس بازماندگان ! » حسين عليه السّلام به أو نگاه كرد وفرمود : « خواهرم ! شكيبائيت را شيطان از دستت نربايد . » ( اين سخن را فرمود ) وأشك چشمانش را گرفت وفرمود : « اگر مرغ قطا را در آشيانه‌اش به حال خود مىگذاردند ( آسوده ) مىخوابيد . » ( مترجم گويد : اين مثلي است از مثلهاى عرب ، وقطا مرغى است شبيه به قمري يا كبوتر وداستانى دارد كه ميدانى در مجمع الأمثال ج 2 ص 123 نقل كرده است . ) زينب گفت : « اى واي بر حال من ! آيا تو به ناچارى خود را به مرگ سپردى ( وتن بدان داده‌اى ) ؟ اين بيشتر دل مرا ريش كند وبر من سخت‌تر است . » ( اين سخن را گفت ) سپس مشت به صورت زد ودست به گريبان برده چاك زد وبيهوش به زمين افتاد ! حسين عليه السّلام برخاسته ، آب به روى خواهر پاشيد وبه أو فرمود : « آرام باش اى خواهر ! پرهيزكارى پيشه كن وبه آن شكيبايى كه خدا بهره‌ات سازد ، بردبارى كن ، وبدان كه أهل زمين مىميرند وأهل آسمان به جا نمانند وهمانا هر چيز هلاك گردد ، جز خداوندى كه آفريدگان را به قدرت خود آفريد ومردم را برانگيزد ودوباره بازگرداند ، وأو است يگانه ويكتاى بىهمتا . جدّ من بهتر از من بود وپدرم بهتر از من بود ومادرم به از من بود وبرادرم به از من بود ( وهمه از اين دنيا رفتند ) ومن وهر مسلمانى بايد به رسول خدا صلّى اللّه عليه واله تأسى كنيم . » وخواهر را به اين سخنان ومانند آن دلدارى داد وبه أو فرمود : « خواهر جان ! من تو را سوگند مىدهم - وبايد بدين سوگند رفتار كنى - چون من كشته شدم ( در كشته شدن وماتم من ) گريبان چاك مزن وروى خود مخراش وويل ( واي ) وثبور ( هلاكت ) براي خود مخواه ( يعنى چنانچه رسم زنان عرب است وا ويلا ووا ثبورا مگو ) ! » علي بن الحسين عليهما السّلام فرمايد : سپس پدرم زينب را بياورد تا أو را پيش من نشانيد . رسولي محلّاتى ، ترجمهء ارشاد ، 2 / 95 - 97